گراهام فولر: به نفع ماست که با اسلام شیعی کنار آییم تا اسلام وهابی

آمریکا بر سر دوراهی؛
گراهام فولر: به نفع ماست که با اسلام شیعی کنار آییم تا اسلام وهابی

بر عکس آل‌سعود که تروریست‌های تکفیری را ساماندهی و بحران خاورمیانه را تشدید می‌کنند، در میان شیعیان چنین رویکردی وجود ندارد. شیعیان، کنش‌گرانی اجتماعی‌اند که تنها درصدد تأمین حقوق مدنی خود هستند و همه تاکتیک‌ها و چارچوب‌های فعالیت‌‌های‌شان مدنی است. 

 گراهام فولر: به نفع ماست که با اسلام شیعی کنار آییم تا اسلام وهابی

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ "گراهام فولر" استاد علم ادیان در دانشگاه نیویورک و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی خاورمیانه، در مقاله‌ای با عنوان «شیعیان؛ مسلمانان فراموش‌شده» به صورت نظری و مستدل نشان می‌دهد که رویکرد آمریکا در نزدیکی و دنباله‌روی به کشورهایی مانند عربستان اشتباه است زیرا پتانسیل این کشور برای پرورش نیروهای تکفیری خطرناک در جهان ضربات سختی به منافع آمریکا و نیز سایر کشورهای جهان وارد خواهد کرد.

طبق این تحلیل در مقابل ایدئولوژی کشورهایی مانند عربستان بر مبنای تغذیه فکری و مالی نیروهای رادیکال افراطی، مذهب شیعه دارای ساختارهای دموکراتیک و مدنی است و رویکرد افراط گرایی مسلحانه را نمی توان در بستر آموزه های آن یافت. 

نگاه جامعه‌شناسانه به ساختار داخلی عربستان سعودی حاکی از آن است که این کشور همچون بسیاری از کشورهای عربی منطقه فاقد مشروعیت سیاسی لازم برای تداوم ثبات سیاسی است و به گفته "بهجت کورانی"، متخصص جهان عرب، در چارچوب نظام‌های "استبدادی قبیله‌ای سلسله‌ای" طبقه‌بندی می‌شود که همواره خالی از مقوله مشارکت شهروندان در قدرت سیاسی بوده است.

با بررسی وضعیت شیعیان عربستان صحت گفته‌های کورانی تأیید می‌شود چرا که شیعیان عربستان سعودی پس از شیعیان عراق، بزرگ‏ترین جامعه شیعی عرب را در خلیج فارس تشکیل می‏‌دهند. تبعیض‌های مختلف در طول زمان گویای این واقعیت بوده که شیعیان همواره در فشار بوده و نمی‌توانند بسان شهروندان عربستان از حقوق اولیه‌ خود بهره‌مند گردند و فراتر از آن به منصب‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست یابند.

این در حالی است که سیاست در عربستان نتیجه اتحاد پادشاهی با جنبش وهابی بوده و شالوده دولت سعودی را به وجود آورده است. جالب اینجاست که گروه‌های ناسیونالیست عرب که عموماً جلوه‌هایی از رادیکالیزم سیاسی سنی را بر منطقه حاکم کرده بودند، شیعیان را از عناصر اصلی معمای امنیتی منطقه می‌دانستند.

به همین دلیل بود که در دهه 1980، رژیم‌های موجود حوزه خلیج فارس از ناحیه مردم کشور خود احساس تهدید می‌کردند. در بین گروه‌های اجتماعی که نگرانی‌های امنیتی را برای حاکمان مستبد کشورهای عرب‌نشین حوزه خلیج فارس ایجاد می‌کردند، شیعیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند. رژیم‌های سیاسی حوزه خلیج فارس از این موضوع نگران بودند که آیا انقلاب مردمی ایران می‌تواند احساسات انقلابی ضد حکومتی را در منطقه ایجاد کند؟

در این میان سیاست آمریکا هم از چارچوبی همچون رفتار کشورهای عرب با شیعیان پیروی کرده است یعنی تمام تلاش خود را برای نزدیکی به شیوخ و آل سعود به کار بسته و در مقابل همواره در اهداف شیعیان اختلال ایجاد کرده است. حال این اختلال ممکن است در راستای رویکرد دشمنانه نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران باشد و یا در حمایت از حکومت‌های عرب برای سرکوب و تحت فشار نهادن اقلیت‌های شیعی.

در هر صورت نکته حائز اهمیت آنکه اشتباه جبران‌ناپذیر آمریکا در حمایت بی‌چون و چرا از عربستان، نه تنها بارها در عمل ثابت شده بلکه نظریه پردازانی چون فولر نیز بروشنی آن را بیان کرده‌اند.

گراهام فولر در مقاله «شیعیان، مسلمانان فراموش‌شده جهان عرب»، یادآور می‌شود که شیعیان در عراق، بحرین و عربستان، گروه‌های اجتماعیی محسوب می‌شوند که به آنها هیچ اعتنایی نشده است و حداقل در 200 سال گذشته یک نوع نهادهای ایدئولوژیک نهفته در زیرساخت‌های اجتماعی بوده‌اند.

وی تأکید می کند که این تبعیض واضح در حالی است که حرکت انقلابی شیعیان حرکتی است که منطبق با سیاست‌های انقلابی مسلحانه و تروریسم مد نظر آمریکا نیست.

فولر معتقد است بر عکس آل‌سعود که نیروهای تکفیری را ساماندهی می‌کنند و بحران جاری در خاورمیانه را به وجود آورده‌اند، در میان شیعیان چنین رویکردی وجود ندارد. شیعیان نیروهای اجتماعی هستند که تنها درصدد حقوق مدنی است، تاکتیک‌شان مدنی است و چارچوب فعالیت‌شان نیز مدنی است.

فولر تصریح می‌کند که رویکرد شیعیان حوزه خلیج فارس، رویکرد انقلابی مبتنی بر الگوی جنگ مسلحانه نیست بلکه نیروهای حاشیه‌ای هستند که تضاد آنها با نظام‌های سیاسی خودشان است.

وی در این ارتباط بیان می‌دارد که طی سال‌های گذشته، شیعیان آموخته‌اند که از الگوی متقاعدسازی مسلمانان سنی استفاده کنند. آنان تلاش دارند تا حسن نیت خود را به مسلمانان اهل سنت اثبات کنند.

بنابراین بیش از آنکه عملیاتی مسلحانه و مخرب را برای عمل خود انتخاب کنند، بحث و استدلال را در میان خود تقویت کرده‌اند. با این حال آمریکا سیاستی مبتنی بر تقسیم کار با کشورهای پرورش‌دهنده نیروهای تکفیری مانند عربستان را برگزیده است. این تقسیم کار در بحران سوریه بخوبی قابل رؤیت است.

آمریکا با عربستان در براندازی بشار اسد متحد شده، اما اینکه نیروهای شبه‌طالبان و القاعده که حاصل آموزه‌های وهابی عربستان است، ظهور پیدا کنند، برایش قابل پذیرش نیست. این امر نتیجه تناقضی است که آمریکا در سیاستهای خود آن را حمل می کند.  یعنی با اینکه ادعای مبارزه و جنگ با نیروهای تکفیری را دارد اما در عمل با کشوری که آنها را میپروراند و تغذیه فکری و مالی می کند، متحد شده است.

فولر با اشاره به منافع آمریکا، سیاست این کشور در رابطه با اتحاد با عربستان و دشمنی با شیعیان را به زیان آن دانسته و معتقد است واشنگتن در دراز مدت به انرژي نياز دارد، انرژي احتياج به ثبات دارد و انرژي در منطقه خاورميانه و كشورهاي عربي و حوزه خليج فارس و منطقه شيعه نشين است، پس دولت آمريكا بايد با شيعيان منطقه وارد مذاكره شود تا بتواند منافع خود را در درازمدت حفظ كند.

بر این مبنا نقش کشورهایی مانند ایران در برقراری ثبات در منطقه غیرقابل انکار است. ايران به عنوان سرزمين مادر فرهنگ شيعي مي‌تواند نقش مهمي در متعادل كردن فرهنگ راديكال سني، كه به شكل تروريسم القاعده امنيت منطقه و جهان را به خاطر انداخته است، داشته باشد. تروریسمی که آمریکا نماد آن را در اقدام افراطگرایان در 11 سپتامبر بخوبی درک کرد.

افراط گرایان راديكال دست‌پرورده عربستان، از سویی شیعیان را تکفیر می‌کنند، و از سوی دیگر با ادعای برتري جستن نسبت به ديگر فرق و ادعاي حقانيت مطلق براي خود، زمينه را جهت خشونت هاي گسترده و حركت هاي تروريستي در سطح جهان  فراهم می آورند. جالب اینجاست زماني كه اتباع سعودي به عنوان عاملان حادثه تروريستي 11 سپتامبر معرفي شدند، حمله رسانه هاي غربي متوجه كل جهان اسلام و مسلمانان گشت.

در حالي كه اگر بر طبق مدعاي آمریکا، القاعده عامل اين حادثه باشد، مسؤوليت آن در درجه اول متوجه ايالات متحده آمريكا خواهد بود كه خود به تقويت اين گروه‌ها در چارچوب حمایت از عربستان به عنوان بستر وهابی‌گری و سلفی‌گری جهان پرداخته است. 

این در حالی است که ظهور دولت‌های شیعی در حوزه خلیج فارس به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر، نیروهای فراموش‌شده جهان عرب و حوزه خلیج فارس را به عناصر پرتوان و مؤثری تبدیل می‌کند که قادر به تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی خلیج فارس هستند. از این رو معادلات آمریکا در قبال شیعیان دیر یا زود باید تغییر کرده و آنها را به عنوان حاملان ثبات، امنیت و دموکراسی خواهی در منطقه بپذیرد.

آیت‌الله وحید خراسانی: عاشق فلسفه بودم اما گمشده ام را در کتاب و سنت یافتم


ـ حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با تأکید بر این‌که همه چیز در قرآن و روایات است به طلاب توصیه کرد که وقت خود را صرف قرآن و روایات کنند و گفت: بنده از اول عاشق فلسفه بودم اما بعد از مدتی فهمیدیم آنچه گمشده فقط در کتاب و سنت است.

     حضرت آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید صبح امروز در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، به ادامه تفسیر مبارکه «یس» پرداخت و با اشاره به آیه «أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلاَ یُنقِذُونِ»، گفت: همه آلهه‌ها از دو مسأله انقاد و شفاعت عاجز هستند.

وی با بیان این‌که اثر توحید توکل است، ابراز کرد: کسانی که ایمان به توحید دارند متوکل هستند؛ انسان اگر توکل داشت موحد و اگر توکل نداشت مشرک است.

این مرجع تقلید با اشاره به مراتب توحید و شرک، اظهار داشت: آنهایی که موحد خالص هستند به مقام توکل رسیده‌اند و به وحدانیت خدا ایمان دارند.

حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با اشاره به آیه «وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»، گفت: آنچه به انسان می‌رسد یا ضرّ و یا خیر است.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه ادامه داد: از آیه فوق استفاده می‌شود که هر خیر و ضرّی از سوی خداوند و متعال است، اگر خدا ضری بفرستد کسی جز خداوند نمی‌تواند آنرا برطرف کند و اگر خیری بدهد بخشش او را ردّ کننده‌ای نیست.

وی با بیان این‌که بهترین مقام این است که انسان پستی و وادادگی خود نزد خداوند را متوجه شود، افزود: اگر انسان بداند که علماً و عملاً به حقایق نرسیده و بداند که نمی‌داند و بفهمد که نفهمیده این بالاترین نعمت است.

این مرجع تقلید با اشاره به معنای توکل، اظهار کرد: توکل به قدری مهم است که پیامبر(ص) از جبرئیل این مسأله را سؤال کرد و جبرئیل جواب داد توکل مرکب از علم و عمل است.

حضرت آیت‌الله وحید خراسانی ادامه داد: در روایتی از امام علی(ع) آمده است که پیامبر(ص) در شب معراج از خدا سؤال کرد که کدام اعمال افضل است و خداوند فرمود؛ افضل از توکل و رضا به قضای الهی نیست.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه افزود: اگر کسی از همه برید و به خدا معتصم شد خداوند او را از کید و کینه دشمنان می‌رهاند؛ اگر به توحید رسیدیم به توکل خواهیم رسید اما اگر بویی از توحید و خداشناسی نبرده باشیم بویی از حقایق قرآنی نخواهیم برد.

وی با تأکید بر این‌که همه چیز در قرآن و روایات است به طلاب توصیه کرد که وقت خود را صرف قرآن و روایات کنند و خاطرنشان کرد: بنده سال‌ها نزد فیلسوف بزرگ مرحوم میرزا مهدی آشتیانی و مرحوم میرزا ابوالقاسم الهی که فیلسوف خراسان بود، فلسفه را تلمذ کردم چون از اول عاشق این رشته بودم اما بعد از مدتی فهمیدیم آنچه گمشده فقط در کتاب و سنت است.

اهلبیت در آثار دکتر شریعتی

اهل بیت علیهم السلام در آثار دکتر شریعتی

     چند دهه پیش بود که به واسطه مرحوم مطهری پایش به تهران باز شد. آن روزگار هنوز او شناخته شده نبود و جایگاه کنونی اش را نداشت. از حسینیه ارشاد شروع کرد و آنجا آغاز سخنرانی ها و کلاسهایش بود. او خود را مرید خاص علی علیه السلام می دانست...          « ادامه مطلب »

«عبدالکامل» نخستین روحانی سیاه‌پوست کامرون

مستبصر کامرونی:
امام رضا(ع) شیعه ام کرد

«عبدالکامل» نخستین روحانی سیاه‌پوست کامرون می‌گوید: قبلاً اگر یک میلیون تومان هم به من می‌دادند، راضی به پوشیدن لباس روحانیت نمی‌شدم اما الان با افتخار این لباس را بر تن می‌کنم. او آرزو دارد روزی فرارسد که شیعیان کامرون برای خودشان قبرستان مجزا داشته باشند. 

 امام رضا(ع) شیعه ام کرد

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ شهریور امسال بود که حجت‌الاسلام عبدالکامل عباس به عنوان خادم نمونه فرهنگ رضوی در یازدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) تقدیر شد و بار دیگر به حرم یار پا گذاشت.

او که تاکنون یک بار به کربلا و یک مرتبه هم به خانه خدا مشرف شده است، حال و هوای زیارت حرم رضوی را متفاوت توصیف می‌کند و می‌گوید از اولین باری که به حرم رفته و مهر امام رضا(ع) به دلش افتاده است، سیزده ـ چهارده سالی می‌گذرد و در این مدت، مرتباً برای زیارت مجدد لحظه‌شماری می‌کرده، اما هزینه سفر مجدد به پایتخت معنوی ایران را نداشته است.

او از کامرون آمده، از همسایگی آفریقای مرکزی، مثل همه آفریقایی‌ها، چهره‌ای سیاه و هیبتی مردانه دارد، اما سخن‌گفتن را که آغاز می‌کند، عطوفت و مهربانی از میان کلماتش پر می‌کشند و روی دلت می‌نشینند. زبان اصلی‌اش فرانسوی است، اما فارسی را هم نسبتاً خوب صحبت می‌کند، البته گاهی هم تپق می‌زند و به پدر خانمش می‌گوید «پدر شوهرم»!

37 سال دارد و اکنون امام جماعت مسجد امام حسین(ع) و نایب‌رئیس مؤسسه اهل البیت(ع) در «دوالا» بزرگترین شهر کامرون و پایتخت اقتصادی این کشور است. غیر از او دو طلبه بومی دیگر نیز در دوالا هستند که البته هنوز تحصیلاتشان کامل نشده است. در این باره می‌گوید: الان تعداد 15 کامرونی در ایران مشغول تحصیل هستند که چهار تن (دو زن و دو مرد) در مشهد، چهار نفر در اصفهان و مابقی در قم علوم دینی را فرا می‌گیرند.

عبدالکامل که از پوشیدن لباس روحانیت احساس رضایت دارد، آرزو می‌کند روزی فرا رسد که شیعیان کامرون برای خودشان قبرستان مجزا و کرسی مجلس داشته باشند.

شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌کنیم.

 اهم موضوعاتی که در این مصاحبه مطرح شده، به شرح ذیل است:

ـ امام رضا(ع) را زیارت کردم و شیعه شدم

ـ وهابی‌های کامرون، شیعه را کافر معرفی می‌کنند

ـ فرزندانم در قم متولد شدند

ـ همسرم یک سال پس از من شیعه شد

ـ مسیحی‌ها را هم در مؤسسه‌مان می‌پذیریم

ـ مسجدمان 400 نمازگزار دارد

ـ بیش از نیمی از کامرونی‌ها مسلمان هستند

ـ اصلی‌ترین نیازهای شیعیان کامرون خدمات آموزشی است

ـ بودجه شهرداری تهران تقریباً به اندازه کل کامرون است

ـ اهل سنت به جز وهابی‌ها را در اعیاد مذهبی تکریم می‌کنیم

ـ آرزو دارم قبرستان مخصوص شیعه داشته باشیم

ـ مردم کامرون هم باید مثل ایرانیان مستقل شوند

ـ مسلمانان یک کرسی در مجلس کامرون دارند

ـ مسیحی‌ها هم به لباس روحانیت احترام می‌گذارند

ـ نحوه عمامه پیچیدن را بلد نیستم

 * آقای عبدالکامل! آنقدری که ما از شما می‌دانیم،‌ حدود یک دهه پیش به ایران آمدید و در جامعة‌المصطفی درس طلبگی خواندید. کمی بیشتر از خودتان بگویید.

- من عبدالکامل عباس از کشور کامرون در آفریقای مرکزی هستم. 37 سال دارم و صاحب دو فرزند به نام‌های نرگس و مهدی هستم که هر دو در قم به دنیا آمدند. من در ابتدا سنی مالکی بودم اما زمانی که در این محیط قرار گرفتم، مستبصر شدم.

 * چطور شد که به ایران آمدید و مذهب شیعه را انتخاب کردید؟

ـ «حاج محمد صالح‌پور» نخستین کسی است که در کامرون مستبصر شد. او پس از شیعه‌شدن به زیارت امام رضا(ع) آمد و پس از آن به زیارت حضرت معصومه(س) در قم رفت و تحصیل کرد. مسئولان برای محمد صالح‌پور سه بورسیه فراهم کردند تا از کامرون سه نفر را برای تحصیل به قم بیاورد، اما به دلیل تبلیغات منفی وهابی‌ها علیه شیعیان در کامرون، فقط با آمدن دو نفر موافقت شد که یکی من بودم و دیگری شیعه‌ای به نام «ابوحسین»، بنابراین ما در سال 2000 میلادی در ایران شروع به تحصیل کردیم. البته ابوحسین نتوانست ادامه بدهد و به کامرون برگشت، اما من ماندم و تحصیلم را ادامه دادم.

 * نگفتید چه شد که شیعه شدید؟

ـ در کامرون تعداد شیعیان بسیار کم بود، ما هم کمتر خبری از تشیع داشتیم و منابع اطلاعاتی‌ ما همان کتاب‌های وهابیون علیه شیعیان بود. زمانی که به ایران آمدیم پس از مدتی یه اردوی زیارتی مشهد رفتیم، آن زمان امام رضا(ع) را نمی‌شناختم، به همین دلیل برخی اساتید و شیعیان آفریقایی ایشان را تا حدودی برایم معرفی کردند، وقتی که به زیارت رفتم به ایشان گفتم که اگر شما همین امامی هستید که اینها می‌گویند مرا هدایت کنید! این دعای من بود و فکر می‌کنم یک یا دو ماه بعد که از مشهد بازگشتم، مستبصر شدم.

 *با همسرتان به ایران آمده بودید؟

ـ بله، یک سال پس از ازدواجمان به ایران آمدیم، پنج سال هم در قم زندگی کردیم و فرزندانمان هم همین جا به دنیا آمدند.

 *زمانی که برای ازدواج اقدام کردید همسرتان هم شیعه بودند؟

ـ خیر.

 *مخالفتی برای ازدواجتان نکردند؟

-چرا اتفاقاً مشکل زیاد داشتیم، چرا که برخی وهابی‌ها مطرح می‌کردند که چرا باید کسی که کافر است زن مسلمان داشته باشد؟!

 * یعنی شیعه را کافر می‌دانستند؟!

ـ بله! البته پدر همسرم به این حرف‌ها توجهی نکرد و به من گفت که تصمیم خود را گرفته و بنابراین همسرم هم زمانی که به ایران آمدیم شیعه شد.

 *چه مدت بعد؟

-فکر می‌کنم کمتر از یک سال بود. خودش هم به مدرسه «فاطمه الزهرا» در قم رفت و مطالبی را خواند و از روی آگاهی و علم شیعه شد، بدون اینکه من اصراری داشته باشم.

 *پدر همسرتان چطور، ایشان هم شیعه شدند؟

-در این پنج سالی که ما در ایران بودیم، ایشان به رحمت خدا رفتند ولی برخی اعضای فامیلشان به خاطر همسر من شیعه شدند. حتی یک سال در ماه شعبان کنفرانس مهدویت برگزار کردیم و این زمینه‌ای برای شناخت بیشتر تفاوت‌های شیعه و سنی و بحث مهدویت شد و بسیاری جوانان به مذهب شیعه تمایل پیدا کردند.

 * پس از بازگشت به کامرون چه کردید؟

ـ در ایران فهمیدم که اندیشه‌های وهابی‌ها اشتباه است و بنابراین شیعه شدم، به مدرسه امام رفتم و سه سال هم در مدرسه حجتیه تحصیل کردم و فلسفه و عرفان خواندم، سپس تصمیم به بازگشت به کامرون گرفتم. چون به دلیل نبود علما و رهبر معنوی در کامرون، آنجا اوضاع به نفع شیعیان جلو نمی‌رفت، به همین خاطر تصمیم گرفتم که در ترویج مذهبم قدمی بردارم. یکی از بهترین کارها را ترویج مذهب جعفری و وجود یک مؤسسه شیعه دیدم که در این مرکز حتی مسیحیان را هم می‌پذیریم، تعدادی از آنها مسلمان شده‌اند و این یکی از راه‌های ترویج دین با علم بوده است.

 *در این مدت چند نفر شیعه شدند؟ آیا آماری دارید؟

ـ تا پیش از این تعداد به لحاظ کمّی زیاد نبود ولی الان با تدریس ما و برگزاری کنفرانس‌ها و اقامه خطبه‌ها و نماز جمعه، کم‌کم مردم با شیعه آشنا می‌شوند.

 * پس برای شیعیان نماز جمعه جداگانه در دوالا برگزار می‌شود؟

ـ بله، جمعیت زیادی هم شرکت می‌کنند، به طوری که مسجد ما 400 نفر ظرفیت دارد و تقریباً همین تعداد هم زن و مرد حضور می‌یابند.

 * مگر چند درصد کامرون شیعه هستند که شما حضور 400 شیعه در نماز جمعه را زیاد توصیف می‌کنید؟

ـ کامرون حدود 22 میلیون نفر حمعیت دارد و شامل چند مذهب مختلف است. آمارهای دولتی می‌گوید 45 درصد این جمعیت مسلمان هستند، 50 درصد مسیحی و 5 درصد هم دیگر مذاهب هستند ولی ما که از نزدیک مسلمانان کامرون را می‌بینیم، بیش از این هستند و احساس می‌کنم این آمار برعکس است، یعنی تقریبا 55 درصد مسلمان هستند. از این جمعیت تقریباً دو درصد شیعه هستند که قبل از تبلیغ، نیم درصد هم نبود!

 *برای تبلیغ تشیع مزاحمتی برایتان ایجاد نمی‌کنند؟ اذیت نمی‌شوید؟

ـ نه، تبلیغ راحت است و حکومت مشکلی ایجاد نمی‌کند ولی وهابی‌ها ـ که تعدادشان زیاد است و نفوذ دارند ـ نزد حکومت از ما بدگویی می‌کنند و ما را تروریست خطاب می‌کنند! حکومت هم هر دفعه که پرس‌و‌جو می‌کند، متوجه می‌شود این ادعاها دروغ است. متأسفانه وهابی‌ها هر کاری می‌کنند تا شیعیان را خرابکار نشان دهند. در هر صورت کار تبلیغ ما خوب پیش می‌رود، مخصوصاً اینکه مسجد هم در روزهای جمعه نقش فعالی دارد.

 *نام مسجدتان چه بود؟

ـ مسجد اهل البیت(ع) که البته ما به اسم امام حسین(ع) آن را ساختیم.

 *با کمک چه نهادی یا چه کسانی؟

ـ شیعیان کامرون و کمک جامعة‌المصطفی.

 * مسجد خدمات جانبی نظیر کتابخانه هم دارد تا علاقه‌مندان بیشتر با تشیع آشنا شوند؟

ـ بله، تا آنجا که به یاد می‌آورم، از شش ماه پیش مجموعه حدود دو هزار و اندی کتاب دارد که بیشتر آن‌ها به زبان فرانسوی است، چون زبان غالب ما در دوالا فرانسه است. البته کامرونی‌ها انگلیسی هم می‌دانند.

 * اصلی‌ترین نیازهای شما برای امر تبلیغ چیست؟ به نظرتان این تعداد کتاب پاسخگوی نیاز مخاطبان هست؟

ـ بیشترین نیاز ما دو چیز است: به یک مدرسه خوب نیاز داریم و بچه‌ها برای ادامه تحصیل در دانشگاه هم نیاز به کمک دارند، چرا که بسیاری از آنها به دلیل فقر مالی امکان ادامه تحصیل در دانشگاه را ندارند و همین زمینه‌ای شده است تا نتوانند مسؤلیتی در کشور داشته باشند. امید داریم که در آینده این مشکل هم رفع شود.

 *با این اوصاف، وضعیت شیعیان به لحاظ مالی در دوالا ـ پایتخت اقتصادی کامرون ـ چندان مناسب نیست...

ـ بله، شیعیان ضعیف‌تر از سایرین هستند، به ویژه جوانان که اصلاً پولدار نیستند. به همین خاطر گاهی کار تبلیغ سخت می‌شود، البته من همیشه به جوانان می‌گویم که این یک امتحان از طرف خداوند است، یک روز مشکلات حل می‌شود و وضعیت آنها را با مردم لبنان مقایسه می‌کنم که آنها هم پیش‌تر مستضعف و فقیر بودند و مثل نوکرها با آنها برخورد می‌شد، اما زمانی که با ولایت فقیه ارتباط مستحکمی برقرار کردند، همه مشکلاتشان حل شد. بنابراین من شیعیان را به امید دعوت می‌کنم و اعتقاد دارم که ناامیدی به شکست می‌انجامد.

 *اگر بخواهیم ایران را با کامرون مقایسه کنیم، وضع اقتصادی و شهرسازی در آنجا چگونه است؟

ـ قابل مقایسه نیست! وضعیت در کامرون بسیار عقب‌تر است خصوصاً در تهران که آمدیم گمان می‌کنم بودجه شهرداری آن تقریباً به اندازه کل کامرون است.

 *منبع اصلی درآمد کامرون چیست؟

ـ نفت، طلا و الماس؛ مخصوصاً در این سال‌های اخیر الماس زیاد است ولی متأسفانه دست خود کامرونی‌ها نیست و تحت استعمار است.

 *یعنی هنوز هم استعمارگران در این کشور هستند؟!

ـ بله متأسفانه استعمار ما را ترک نکرده و نخواهد کرد. مردم کامرون هم باید مثل ایرانیان مستقل شوند زمانی که من در دوره طلبگی به ایران آمدم به جز درس دینی مباحث دیگر را هم مطالعه و تحصیل کردم، متوجه این تفاوت فکری شدم. بنابراین سعی می‌کنم در خطبه‌های نماز به این موارد اشاره کنم منتها طرح این مسایل آنجا خطرناک است، چون علاوه بر حکومت، غربی‌ها هم می‌توانند ما را اذیت کنند. معتقدم مردم باید بیدار شوند، نه فقط شیعیان بلکه اهل تسنن و حتی مسیحیان! تلاش داریم پیاممان را اط طریق غیر مستقیم در رسانه‌ها منعکس کنیم و به مردم برسانیم تا متوجه شوند.

 *جناب عبدالکامل، شرایط سیاسی و مجلس ایران به گونه‌ای است که علاوه بر شیعیان که مذهب اصلی در ایران هستند و بیشترین نماینده را در مجلس دارند، سایر اقلیت‌ها نظیر مسیحیان و کلیمیان در مجلس شورا نماینده دارند، آیا این شرایط در کامرون هم فراهم است؟

ـ یک کرسی برای مسلمانان هست و به دلیل اینکه تعداد برادران اهل‌سنت بسیار بیشتر است، معمولاً آنها در این کرسی حضور می‌یابند. ما امیدواریم که در آینده به گونه‌ای شود که شیعیان هم بتوانند صاحب کرسی شوند. برای این کار هم باید خودمان دست به کار شویم تا خود حکومت کامرون مجاب شود از شیعیان هم در مسایل مهم کشوری هم استفاده کند. البته خدا را شکر در بسیاری بخش‌ها شیعیان به رسمیت شناخته می‌شوند، مثلاً در اعیاد مذهبی یا ماه رمضان که هدایایی برای مسلمانان می‌آورند، برای مسجد شیعیان هم اقلامی تهیه می‌شود و این خود مایه خوشحالی است که شیعه به رسمیت شناخته می‌شود.

 * از اعیاد مذهبی گفتنید. به استثنای عید قربان و فطر که بین شیعه و سنی مشترک است، دیگر اعیاد را نیز جشن می‌گیرید؟

ـ بله، اتفاقاً اهل سنت را هم به استثنای وهابی‌ها دعوت می‌کنیم، حتی اهل تصوف هم ما را دوست دارند و در مراسم‌ها شرکت می‌کنند.

 *چیزی به اسم مکان زیارتی هم در کامرون دارید؟

ـ نه، ولی در آینده می‌خواهیم یک قبرستان خاص شیعه داشته باشیم.

 *چرا؟

ـ به این دلیل که وهابی‌ها دارای قبرستان‌هایی حتی بدتر از بقیع، بی‌نشانه و خیلی کثیف هستند. بنابراین ما تصمیم داریم در آینده به کمک دیگران یک مکانی را بخریم و قبرستان مناسبی برای شیعیان داشته باشیم.

 * ان‌شاءالله. ما هم آرزو می‌کنیم هر چه سریع‌تر به این خواسته‌تان برسید.

ـ ممنون. می‌خواهم از جامعة‌المصطفی، ایرانیان خوب و همه کسانی که فرصت حضورم را در مشهد فراهم کردند، تشکر کنم. من پس از اینکه شیعه شدم دنیا را طور دیگری دیدم و متوجه این تغییر در درون و بیرونم شدم، قبلاً اگر یک میلیون تومان پول هم به من می‌دادند، راضی به پوشیدن لباس روحانیت نمی‌شدم اما الان با افتخار این لباس را بر تن می‌کنم.

 * پس در کامرون همیشه با لباس روحانیت هستید؟

ـ بله و هیچ مشکلی هم ندارم. حتی غیرمسلمانان و مسیحیان هم به این لباس احترام می‌گذارند.

 *لباستان را هم از ایران تهیه می‌کنید؟

ـ بله، چون خیاط این لباس را نداریم و خودم هم این هنر را ندارم، از ایران می‌خرم و در کامرون می‌پوشم.

 *طرز بستن عمامه را هم بلد هستید؟

-البته زمانی که در قم بودم گاهی هم عمامه را می‌بستم البته خوب نمی‌شد و این کار را خیلی بلد نیستم. به قم که می‌روم آن را باز می‌کنم و برایم می‌پیچند.

 * ان‌شاءالله که مثل زبان فارسی این را هم به خوبی یاد بگیرید. تشکر می‌کنم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

ـ من هم از شما تشکر می‌کنم، چرا که «من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق».

دهه محسنیه

وقایع دهشتناک دهه محسنیه

  • دوشنبه 28 صفر (11هـ.ق) روز شهادت خاتم الانبیاء و بلافاصله تشکیل شورای ملعونه ی سقیفه
  • چهارشنبه 30 صفر (11هـ.ق) هجوم اول به درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها
  • یکشنبه 4 ربیع الاول (11هـ.ق) هجوم دوم و سوم به درب خانه ی مولا و روز آتش زدن درب خانه و شهادت حضرت محسن علیه السلام و بردن امیرالمونین علیه السلام به مسجد
  • پنجشنبه 8 ربیع الاول (11هـ.ق) روز غصب فدک و واقعه ی کوچه

قد قتل المحسن ...

     آمدند به پشت درب خانه و فریاد می زدند و علی علیه السلام را برای بیعت می خواندند. او خودش امام و خلیفه بود و اکنون که روزی را مشغول غسل و کفن رسول خدا صل الله علیه وآله شده بود، دیگران خلیفه ای تراشیده بودند و اکنون از او می خواستند که بیاید با او بیعت کند. کار به همینجا ختم نشد...          «ادامه مطلب»


     مصیبت هایی که در روزهای نخستین بعد از شهادت رسول خدا صل الله علیه وآله بر اهلبیت علیهم السلام وارد شد؛ آنقدر سخت و دردآور است که بر شیعیان یادآوری و یادسپاری آن لازم است. تلاشی که امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام نمودند...          «ادامه مطلب»

     می پرسند چرا دهه محسنیه؟! چرا هفته نخستین بعد از ماه صفر را عزا اعلام می کنید و ...؟! سوال مهم و به جایی است و باید در آن قدری عمیق تر نگاه کرد و به بحث پرداخت. علت اصلی این گونه پرسش ها به شناخت ما بر می گردد. هر کدام از مناسبت های تقویمی و تاریخی شیعه قدر و قیمت خودش را دارد و برای آن باید اهلیّت داشت...          «ادامه مطلب»


     ::  حضرت محسن در کلام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله

     ::  حضرت محسن در کلام امیرالمؤمنین علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام فاطمه زهرا علیهاالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام حسن مجتبی علیه ­السّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام سجّاد و امام باقر علیهماالسّلام

     ::  حضرت محسن در کلام امام صادق علیه السلام 

     ::  روزی سخت تر از کربلا ...


     ::  اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  (مقاله)

     ::  نچیده میوۀ باغ امید، محسن بود  (شعر)


     ::  سرنوشت شیعه را جور دگر می زد رقم ...  (تصویــر)

     ::  زهرا ؛ کوچه ؛ سیلی ... واویلا  (تصویـر)

امام مجتبی علیه السلام

http://rasanews.ir/Images/Advertise/ADV635222017555937500.jpg

هفتم صفر؛ روز ماتم یا سرور شیعیان؟ + فتاوای مراجع

در منابع تاریخی برای هفتم صفر دو مناسبت مهم نقل شده است: نخست ولادت امام کاظم(ع) و دیگری روایتی غیرمشهور مبنی بر شهادت امام حسن مجتبی(ع)؛ حال شیعیان چه باید بکنند؟ مسرور باشند یا ماتم بگیرند؟
گرچه به پا کردن مراسم عزاداری برای حضرات معصومین(ع)، از جهت مظلومیت‌ آنان و فضیلت این آیین‌ها در تمام اعصار پسندیده است، اما حقیقت آن است که درباره تاریخ دقیق ولادت و شهادت برخی معصومین(ع) به دلایل مختلف، اختلافات بسیاری در نقل‌ها به چشم می‌خورد.

درباره هفتم ماه صفر دو قول مشهور وجود دارد: قول مشهورتر حاکی از ولادت امام موسی کاظم(ع) در چنین روزی است که به دلیل آن‌که در تقویم رسمی کشور ثبت شده و رسانه‌ای‌تر است، نسبت به قول دیگر یعنی شهادت امام حسن مجتبی(ع)، بیشتر توجه مردم را به خود جلب می‌کند؛ برخی از منابع برخلاف قول مشهور 28 صفر، روز هفتم این ماه را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) برشمرده‌اند.

واقعیت آن است که از هیچ‌یک از این دو مناسبت نمی‌توان گذشت. در شهر قم که اکنون قطب حوزه‌های علمی جهان تشیع محسوب می‌شود، از سال‌ها پیش رسم بوده که در هفتم صفر، گذشته از گرامی‌داشت روز ولادت امام موسی کاظم(ع)، برای شهادت امام حسن مجتبی(ع) نیز مراسم سوک و ماتم برگزار می‌شود، برخی از اماکن و معابر سیاهپوش شده و هیئاتی برای عزاداری به راه می‌افتد.

گفته می‌شود، معمول شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه شیعیان عراق هفتم صفر را شهادت امام حسن(ع) دانسته و در این مناسبت عزاداری می‌کنند. ظاهراً پیش از روی کار آمدن دولت صفوی، سایر شیعیان و عمدتاً شیعیان عراق، بر خلاف منابع مستند و موثق تاریخی، روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) اعلام و در آن روز عزاداری می‌کردند.

همچنین نقل است که مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی که در کربلا و نجف درس خوانده بود، بعد از هجرت از نجف به ایران، این روش را از علمای نجف و کربلا به ایران و قم انتقال داد و از آن زمان به بعد، علما در این روز برای امام حسن مجتبی(ع) عزاداری می‌کنند.

منشأ اختلاف اقوال در تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) چیست؟

برخی معتقدند که منبع شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه اهل عراق در این‌که روز هفتم صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) می‌دانند، کتاب «مصباح بلد الامین» اثر شیخ تقی‌الدین ابراهیم کفعمی، از دانشمندان بزرگ شیعه در قرن نهم و دهم هجری است.

حجت‌الاسلام و المسلمین یدالله مقدسی، پژوهشگر پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در مقاله‌ای با عنوان «بررسی و نقد گزارش‌های شهادت امام حسن مجتبی(ع)» که در شماره 49 فصل‌نامه تاریخ اسلام منتشر کرده، بر آن است که مشهورترین قول درباره شهادت امام حسن مجتبی(ع) 28 صفر است؛ گرچه در برهه‌ای از تاریخ، هفتم صفر نیز به عنوان روز شهادت مطرح شده است.

به باور حجت‌الاسلام مقدسی قول مبنی بر شهادت امام حسن(ع) در روز هفتم صفر، پیش‌تر از کفعمی و از زمان شهید اول به بعد، مطرح شده و پیش از آن در هیچ‌ یک از منابع تاریخی به چشم نمی‌خورد.

مرحوم شیخ کلینی در «کافی»، مرحوم شیخ مفید در «الارشاد»  و«مسارالشیعه»، نوبختی در «فرق‌الشیعه»، سعد بن عبدالله اشعری در «المقالات و الفرق»، شیخ طوسی در «مصباح‌المتجهد»، مرحوم طبرسی در «اعلام‌الوراء» و «تاج‌الموالید»، فتاح نیشابوری در «روضة الواعظین»، اربلی در «کشف‌الغمه» و...همگی مستندات مربوط به دوران پیش از شهید اول هستند که روز 28 صفر را به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده‌اند.

این پژوهشگر در توضیح این نکته که شهید اول با استناد به چه منبعی هفتم صفر را سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) دانسته، معتقد است که این نکته برای اولین بار در مستندات تاریخی، در کتابی به نام «تثبیت‌الامامة» اثر قاسم بن ابراهیم رسّی، متوفای 246 هجری و از نوادگان امام مجتبی(ع) به چشم می‌خورد که بعدها در طی زمان، صفحات غیرمعتبری از سوی نسخه‌نویسان بدان افزوده شده است.

عزا و ماتم یا جشن و سرور؟!

بنابراین مستند تمامی کسانی که روز هفتم صفر را به عنوان تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع) ذکر کرده‌اند، (از جمله شیخ بهایی و دیگران)، قول شهید اول بوده است و از آنجا که شهید، متأخرتر از بزرگان دیگر بوده و آن بزرگان متقدم به منابع شیعه دسترسی داشته‌اند، قول آنان قوی‌تر است.

هرچند که قول شهادت امام حسن مجتبی(ع) در روز هفتم صفر نسبت به قول مشهور 28 صفر بسیار ضعیف است و از سوی دیگر این روز (7 صفر) در میان تواریخ ذکر شده برای تولد حضرت امام موسی کاظم(ع) قول قوی‌تری است، با این حال برپایی مراسم عزاداری و ذکر مصیبت اهل بیت(ع) در چنین روزی اصلاً محل اشکال نیست.

بنابراین ضرورتی ندارد در روزی که بسیاری از علمای جهان تشیع به سوک امام حسن مجتبی(ع) نشسته‌اند، مراسم جشن و سرور برپا شود و هیچ‌کس نمی‌تواند با استناد به منابع تاریخی نشان بدهد که شیعه از همان ابتدا بنا را بر جشن گرفتن تمام موالید معصومین(ع) داشته است و از همین روی به طریق اولی نباید جشن و سروری در زمان سیاه‌پوشی جامعه دینی برای عزای امام حسین(ع) صورت گیرد.

عزاداری برای امام حسن(ع) در روز هفتم صفر، علاوه بر این‌که نشانه احترام به شیعیان غیر ایرانی و به‌ویژه عراق و برخی از علماست، اما هرچند هم‌چنان که گفته شد از مرحوم شیخ کفعمی، شهادت امام حسن(ع) در چنین روزی نقل شده و این نقل هرچند نسبت به 28 صفر ضعیف‌تر است، اما قابل اعتناست و علما اصطلاحاً عمل را اقوی از سند می‌دانند.

فتاوای برخی از مراجع درباره این مسئله

در پایان فتاوی برخی از مراجع عظام تقلید را درباره تکلیف مؤمنین در روز هفتم صفر و مبنی بر برپایی مجالس عزا یا جشن و سرور مرور می‌کنیم:

آیت‌الله صافی گلپایگانی: برپائی مجلس میلاد ائمه علیهم السلام بسیار خوب و مناسب است اما چون هفتم صفر بنا بر بعضی اقوال مصادف با سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام می‌باشد و از طرفی تمام ماه محرم و صفر ماه‌های حزن آل الله و کاروان داغدار و مصیبت زده حضرت سیدالشهداء علیه السلام است، سزاوار است در این دوماه مجلس روضه و عزا برپا نموده و از مجالس جشن و سرور جدا اجتناب نمود.

آیت‌الله میرزا جواد تبریزی: محرم و صفر ماه‌های حزن بر سیدالشهداء و خاندان اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و باید به مجالس عزاداری روضه خوانی بگذرد، والله العالم.

آیت‌الله فاضل لنکرانی: در این که باید یک روز اختصاص به حضرت امام مجتبی علیه السلام داشته باشد، تردیدی نیست و با توجه به اینکه روز 28 صفر روز رحلت خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) هم هست و بدین لحاظ شهادت سبط اکبر علیه السلام تحت الشعاع قرار می گیرد، لذا خوب است که روز هفتم صفر را به این عنوان اختصاص دهند که (( مشهور )) هم همین است.

آیت‌الله بهجت: مناسب است در جمع بین دو قول (مشهور) در روز هفتم صفر به شهادت سبط اکبر امام مجتبی (علیه الاف التحیة والثناء) و تولد امام موسی کاظم علیه السلام ترتیب مجالس برای هر دو امام بزرگوار داده شود؛ به این صورت که مصائب امام دوم (علیه السلام) و مناقب امام هفتم (علیه السلام) را متذکر و یادآور باشند و همین احتیاط حاصل می‌شود؛ والسلام.

آیت‌الله شبیری زنجانی: عزاداری روز هفتم ماه صفر به عنوان سوگواری سبط (علیه السلام) و تعطیل بازار که سنت شیعیان بوده از شعائر دینی است که باید محفوظ بماند و با ذکر مناقب امام هفتم (علیه السلام) منافات ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی: البته نظر مشهور طبق آنچه مرحوم کلینی در کافی آورده این است که شهادت آن حضرت در آخر ماه صفر است، ولی با توجه به روایت دیگری که مربوط به هفتم ماه صفر است، سزاوار است نسبت به آن روز نیز احترام رعایت شود.

آیت‌الله سیدصادق شیرازی: مراجع عظام و علمای اعلام روز هفتم ماه صفر را به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام روز حزن و اندوه شمرده و اقامه عزا می نمایند و همچنین روز بیست و هشتم صفر نیز طبق قولی مصادف با روز شهادت حضرت می‌باشد.

آیت‌الله عزالدین زنجانی: ترک شادی و سرور در روز میلاد حضرت امام موسی بن جعفر(ع) ـ بر فرض صحت روایت ـ به احترام روز شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) یا به احترام ایام عزای حسینی اشکالی ندارد؛ چرا که بدل دارد و مؤمنین می‌توانند در روز دیگری مجلس سرور و شادی بر پا کنند و بهتر این است که در این ایام و در روز هفتم صفر مجلس سرور بر پا نشود؛ اما در مدح فضائل حضرت امام موسی بن جعفر(ع) اشعاری قرائت شود و وعاظ محترم سخنرانی کنند.

آیت‌الله وحید خراسانی: به آنچه فقیه محقق، مؤسس حوزه علمیه فرموده‌اند، باید عمل شود.

آیت‌الله سیستانی: بزرگداشت شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبی علیه السلام و ترتیب مجالسی برای آن حضرت و ذکر مصائب و یادآوری مناقب آن امام از مصادیق تعظیم شعائر است؛ «و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب».
منبع: تسنیم

آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره)

http://www.hawzahnews.com/uploads/axbargozide_183673.JPG

اکثر مسلمانان چین نام پنج تن را برای خود انتخاب کرده‌اند

 اکثر مسلمانان چین نام پنج تن را برای خود انتخاب کرده‌اندمبلغ فعال در عرصه بین‌الملل

  اکثر مسلمانان چین نام پنج تن را برای خود انتخاب کرده‌اند 


  مسلمانان این کشور تاثیرپذیرفته از اعتقادات و باورهای شیعی هستند، به گونه‌ای که اغلب این افراد نام پنج تن را بر فرزندان خود می‌گذارند و روز 14 رمضان، برای حضرت زهرا(س) یادبود می‌گیرند. 

 

حجت‌الاسلام عسکر آقایی از مبلغان حوزه علمیه اصفهان فعال در عرصه بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه، با اشاره به این‌که در کنار دروس حوزوی خارج خود، در مقطع کارشناسی ارشد رشته شیعه شناسی نیز مشغول تحصیل می‌باشد، اظهار داشت: از سال ششم حوزه، آموزش زبان‌های خارجی را آغاز کرده و به زبان استانبولی و آذری مسلط هستم.

وی افزود: از سال هفتم حوزه، آموزش زبان چینی را آغاز و به مدت دو سال، به‌طور مداوم در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم شعبه اصفهان مشغول آموزش این زبان بودم و در سال 2009 با هشت طلبه دیگر، برای دوره‌ای کوتاه مدت(120 ساعت) به دانشگاه زبان و فرهنگ پکن (BLCU) رفتیم .

این مبلغ حوزه علمیه اصفهان با بیان اینکه در سال 2011، در دوره آموزش زبان چینی داشنگاه پکن، به‌مدت سه سال شرکت داشته، گفت: توصیه‌ای که به طلاب دارم این است که اگر می‌خواهند وارد امر تبلیغ بین المللی شوند، ضمن همت در امر آموزش دروس حوزوی، در وهله نخست، برای آموزش صحیح زبان عربی اقدام کنند، به گونه‌ای که تا پایان پایه ششم محاوره عربی را به اتمام برسانند.

وی سپس ادامه داد: پس از پایان آموزش عربی، طلاب می‌تواند هر زبان دیگری که مایل باشند را فرا گیرند، من نیز پیشنهاد می‌کنم طلاب، زبانی را انتخاب کنند که کمتر کسی در آن حیطه وارد شده ‌باشد.

حجت الاسلام آقایی با اشاره به اینکه مبلغان لازم است به امور رسانه‌ای تسلط کافی داشته باشند، ابراز داشت: یک مبلغ باید به خوبی با ابزار رسانه‌ای کشور هدف آشنا باشد.

این مبلغ بین‌المللی تاکید کرد: به‌طور مثال، در کشور چین یاهو مسنجر کاربردی ندارد، اما اغلب کاربران چینی در چت روم کیوکیو فعال هستند.

وی با اشاره به اینکه همچنین لازم است، مخاطبان در فضای مجازی نیز با مبلغ به راحتی ارتباط برقرار کنند، افزود: در همین راستا، راه اندازی وب سایت شخصی و یا دینی، ارائه پک فرهنگی متناسب و هم‌چنین کتاب‌های لازم و آگاهی‌دهنده در زمینه دین و مذهب شیعه می‌تواند کمک خوبی در عرصه تبلیغ باشد.

این مبلغ مذهبی در ادامه سخنان خود با اشاره به سفرهای تبلیغی خود به چین،  مهم‌ترین نیازهای شیعیان چینی را مدنظر قرار داد و تصریح کرد: با وجود این‌که حزب کمونیستی در کشور چین حاکم است، بیش از 100 میلیون مسلمان در چین حضور دارند که از این تعداد 17 میلیون شیعه و سه میلیون از این تعداد نیز شیعه 12 امامی هستند.

وی ادامه داد: البته به‌طور کلی مسلمانان این کشور تاثیرپذیرفته از اعتقادات و باورهای شیعی هستند، به گونه‌ای که اغلب این افراد نام پنج تن را بر فرزندان خود می‌گذارند و روز 14 رمضان، برای حضرت زهرا(س) یادبود می‌گیرند.

حجت الاسلام آقایی اضافه کرد: همچنین مسلمانان چین ارادت خاصی به اهل بیت (ع) دارند و حتی مراسم عباگذاری طلاب مسلمان غیر شیعی نیز نشانه‌هایی از فرهنگ شیعه دارد و با توجه به چنین گرایشی اگر بتوانیم جزواتی برای معرفی اهل بیت  (ع) فراهم کنیم ، در جذب آنها بسیار موثر خواهد بود.

وی با اشاره به اینکه باید مکان‌های مناسب برای امر تبلیغ در هر کشور شناسایی شود، تاکید کرد: مساجد بهترین مکان برای امر تبلیغ در چین محسوب می‌شود، چرا که مردم این کشور مسجد محور هستند و برای تمام فعالیت‌ها و مراسم‌های مختلف روزمره خود، مانند نام‌گذاری فرزندان، مراسم‌های عقد و عروسی، افطاری، سحری، ذبح قربانی و موارد دیگر در این مکان تجمع می‌کنند.

حجت الاسلام آقایی گفت: با این‌که اغلب مبلغان در راه رضای خداوند و بدون حمایت مالی، فعالیت‌های تبلیغی خود را انجام می‌دهند ولی در این میان، حمایت ارگان‌های ذی‌ربط از مبلغان برای گسترش فعالیت‌های آن‌ها به خوبی محسوس است.

وی در ادامه خاطرنشان ساخت: بارها شاهد بوده ایم که در ماه‌های مناسب برای تبلیغ، مانند رمضان و محرم، به‌جای اینکه فردی مسلط به زبان  یک کشورخارجی برای امر تبلیغ اعزام شود، از افرادی استفاده می‌شود که هیچ‌گونه آشنایی به زبان و فرهنگ کشور مورد نظر ندارند.

این روحانی مبلغ اضافه کرد: باید به این نکته دقت کنیم که یک مبلغ باید هم با فرهنگ کشور هدف، هم زبان آن کشور آشنایی کافی داشته و در کنار آن به مباحث دینی نیز مسلط باشد، تا بتواند به خوبی مبانی دین و مذهب را برای آنها تشریح کرده و در کار خود تاثیرگذار باشد.

هفتم صفر و شهادت امام مجتبی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هفتم صفر و شهادت امام مجتبی علیه السلام

نوشته استاد صفدری 

     هر سال روزهای آغازین ماه صفر که نزدیک می شود، این بحث نُقل محافل دینی و مذهبی می گردد که بالاخره هفتمین روز ماه صفر چه روزی است؟! تقویم را که نگاه می کنیم نوشته است تولد حضرت کاظم علیه السلام؛ اما برخی جلسات مذهبی و حتی علما در این روز مجلس روضه امام حسن مجتبی علیه السلام برقرار می کنند و...

     بارها در جلسات گوناگون پیرامون این مطلب مهم صحبت کرده ام؛ آیا هفتم صفر روز شهادت است یا ولادت؟! حقیقتا امام مجتبیعلیه السلام در تمام ظواهر زندگی مظلوم است و این تردیدها در روز شهادت ایشان یکی از این مظلومیت هاست. قبر بی نور و چراغ آن حضرت، تشییع مظلومانه و دشمنی آن بانوی خطاکار و تردید در سال و روز شهادت ایشان و... هر کدام حکایتی است از دشمنی های بنی امیه و کینه ورزی عایشه نسبت به ایشان.

     در مورد روز هفتم صفر باید چند نکته را مشخص کرد:

  • اول اینکه آیا این روز حقیقتا روز ولادت امام کاظمعلیه السلام است؟
  • دوم اینکه آیا شهادت امام حسن مجتبیعلیه السلام در همین روز است؟
  • سوم اینکه وظیفه ما در قبال این روز چیست؟

 

     روز ولادت امام کاظم علیه السلام از جمله روزهایی است که در تاریخ نیاز به بحث و جستجو دارد. برخی از محققین معاصر چنین بیان می کنند که در منابع کهن تنها به سال تولد امام کاظم علیه السلام در سال ۱۲8هـ.ق اشاره شده؛ و این مطلب صحیح است. چرا که حتی در کتاب «اصول کافی»1 و سایر کتب همسنگ آن2 تنها سال تولد بیان گردیده است. در برخی از کتابهایی که بعد از کتب متقدم نگاشته شد، ماه صفر و گاهی روز هفتم آن نیز ذکر گردید3، که در کتب پیشینیان نبود.

     اگر قرار باشد نگاه محققانه به قضیه داشت، باید بر روی این روایت ابی بصیر قدری تامل نمود. در کتاب «محاسن» محمد بن خالد برقی متوفی ۲۷۹ هـ.ق، اواخر قرن سوم هجری که قبل از پایان غیبت صغری و قبل از اصول کافی کلینی نوشته شده این روایت آمده است. ار ابی بصیر نقل شده که من در سال ۱۲۸ هـ.ق همراه با امام صادق علیه السلام به حج مشرف شدم. وقتی از حج برگشتیم و به منطقه ابواء (بین مکه و مدینه) رسیدیم، مادر امام کاظم علیه السلام درد زایمانشان گرفت و آن حضرت، آنجا به دنیا آمدند.4 بنابراین وقتی در راه بازگشت از موسم حج حضرت به دنیا آمده باشند بسیار بعید است که ایشان در ماه صفر به دنیا آمده باشند.

     طبق بررسی های محققین بیان شده که میلاد امام کاظم علیه السلام یا ۱۷ ذی الحجه یا ۲۷ ذی الحجه سال ۱۲۸ هـ.ق بوده است. چون ذی الحجه آخرین ماه سال قمری است و میلاد امام علیه السلام هم در روزهای آخر این ماه واقع شده است به همین دلیل گاهی در تاریخ اشتباه شده و به جای سال ۱۲۸ هـ.ق سال ۱۲۹ هـ.ق نوشته شده است.

 

     اما در مورد روز شهادت امام مجتبی علیه السلام باید گفت که اقوال گوناگونی وجود دارد. برخی از علما روز شهادت ایشان را روز پنجم ماه ربیع بیان کرده اند5 که البته این قول در میان اقوال گوناگون قوی نیست. برخی دیگر روز دهم محرّم الحرام را روز شهادت ایشان نوشته اند6 و این قول نیز قوّت چندانی ندارد. دسته ای هم روز شهادت ایشان را دو روز مانده به آخر ماه صفر یا همان بیست و هشتم صفر نوشته اند. یکی از مهمترین منابعی که این تاریخ را ذکر کرده، اصول کافی جناب شیخ کلینی ره است.7

     در میان تاریخ های گوناگون موجود در مورد روز شهادت این امام بزرگوار، روز هفتم صفر از قوّت بالا و شهرت بسزایی برخوردار است. مرحوم شهید اول در کتاب «دروس» شهادت ایشان را روز پنجشنبه هفتم صفر سال 49 یا 50 هجری میداند.8 همچنین مرحوم کفعمی در مصباحش همین قول را ذکر می کند.9 مرحوم علامه مجلسی و علامه کاشف الغطاء و صاحب جواهر هم این قول را می پذیرند. از گذشته های دور تا کنون نیز رسم مراجع عظام تقلید بر این بوده که در این روز مجلس روضه به پا کنند و عزای امام مجتبی علیه السلام را اعلان سازند. مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری هنگامی که به قم هجرت نمود و حوزه علمیه را احیا کرد، این روز را روز شهادت امام مجتبی علیه السلام اعلام کرد و به امر ایشان بازاریان در این روز دکان های خود را می بستند و اقامه عزا می نمودند.

 

     در مورد اینکه چه شد روز ولادت امام کاظمعلیه السلام از ماه ذیحجه به ماه صفر برای برخی مشتبه شد، حرف های گوناگونی می زنند. برخی عامل آن را حاکمان صفویه بر می شمرند و برخی تقارن آن با تولد ناصرالدین شاه قاجار می خوانند و ... . اما آنچه روشن است اینکه در میان شیعیان از دیرباز در این روز اقامه عزای شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام می شده و خبر و نامی از ولادت امام کاظم علیه السلام نبوده است.10 بهتر هم همین است که در ایام حزن و عزای ماه محرم و صفر که ایام اسارت اهل بیت امام حسین علیه السلام است، جشن و شادی برگزار نکنیم. امروز در میان شیعیان سایر کشورهای دنیا هم روز هفتم صفر را به اقامه عزای امام حسن مجتبی علیه السلام می پردازند.

 

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

پـــا نـوشــــــــت :

[1] اصول کافی / ج1 / ص476

[2] ارشاد مفید / ج2 / ص215   -   کشف الغمة / ج2 / ص212

[3] إعلام الوری / ج2 / ص6

[4] المحاسن للبرقی / ج2 / ص314   -   بصائر الدرجات / ج9 / باب12 / ص129   -   بحارالانوار / ج48 / ص3

[5] کشف الغمة / ج‏1 / ص584

[6] المسامرات / ص 26  -  به نقل از جلد دوم «حیاة الامام الحسن بن علی علیه السلام» نوشته مرحوم علامه باقر شریف القرشی

[7] الکافی / ج1 / ص 461

[8] الدروس للشهید الاول / ص152

[9] المصباح للکفعمی / ص522   -   بحارالانوار / ج44 / ص134

[10] مرجوم علامه باقر شریف القرشی در کتاب «حیاة الامام الحسن بن علی علیه السلام» به این امر اشاره می نماید و می نویسد: «و المشهور عند الشیعة انه توفیی فی الصفر فی السابع منه إذ تقام فیه مراسم الذکری له، و قد ذکر السید مهدی الکاظمی فی دوائر المعارف (ص23) تفصیل الاقوال فی وفاته».

حیاة الامام الحسن بن علی / ج2 / ص490

تلاش وهابیت برای فتنه انگیزی در جمهوری بروندی

  تلاش وهابیت برای فتنه انگیزی در جمهوری بروندی

  تلاش وهابیت برای فتنه انگیزی در جمهوری بروندی 


  وهابیت به دنبال منحرف ساختن این ملت از ریشه های عرفانی خود و وارد ساختن آنها به فتنه است و البته مفتی بروندی و علما و مبلغان در برابر این پدیده ایستاده اند. 

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، گروهی از دارالافتای جمهوری بروندی متشکل از شیخ جمعه سالم جانشین مفتی و شیخ بزیمانا عمر عضو شورای اجرایی با تجمع علمای مسلمان لبنان دیدار کردند.

در این دیدار شیخ حسان عبدالله رئیس شورای اداری تجمع العلما و اعضای شورای اداری از این گروه استقبال کردند و در پایان نیز بیانیه ای از سوی تمامی جمع حاضر صادر شد.

در این بیانیه آمده است: جهان اسلام امروز با بحران خطرناکی روبرو شده و اکنون دیگر کار از درگیری مذهبی گذشته و به درگیری انسانی رسیده آن هم توسط گروهی که هیچ احترامی برای ارزش ها و مقدسات و حرمت ها قائل نیستند و مورد سوء استفاده محور شرارت یعنی آمریکا قرار گرفته اند تا به مقاومت حمله کنند؛ چرا که مقاومت توانسته در زمینه های مختلف به پیروزی های بزرگ دست یابد و راه مقاومت در لبنان و غزه و عراق پیروز شده و دستاوردهای بزرگی را در جمهوری اسلامی به همراه داشته است به گونه ای که این کشور توانسته حق خود را به عنوان یک کشور هسته ای تثبیت کند. مقاومت همچنین به پیروزی های پی در پی در سوریه دست یافته و دولت و ملت سوریه توانسته اند با تمسک به مقاومت در برابر نیروهای مستکبر بایستند، مستکبرانی که هیچگاه به دنبال آزادی و دموکراسی برای ملت سوریه نبوده اند بلکه در پی شکستن مقاومت و سرنگونی دولت سوریه بوده اند که بحمدالله شکست خوردند.

لازم به ذکر است که گروه جمهوری بروندی در این دیدار ضمن اشاره به حملات وهابیت به مسلمانان این کشور ابراز داشتند که وهابیت به دنبال منحرف ساختن این ملت از ریشه های عرفانی خود و وارد ساختن آنها به فتنه است و البته مفتی بروندی و علما و مبلغان در برابر این پدیده ایستاده و چهره حقیقی آن را که به دور از تعالیم اسلام است آشکار ساخته اند. این گروه همچنین خواستار کمک و همکاری تجمع علمای مسلمان در این زمینه و ارسال مبلغ و کتب به این کشور شد. شیخ حسان عبدالله نیز در پایان این دیدار به گروه میهمان وعده داد که به زودی به دیدار آنها در بروندی برود.

خاطر نشان می شود جمهوری بوروندی در مرکز آفریقا در همسایگی اوگاندا - کنگو - رواندا و تانزانیا قرار دارد؛ پایتخت آن بوجومبورا است و سه ونیم میلیون جمعیت دارد.

 خاطراتی از نیم قرن تلخ و شیرین در عرصه وعظ و خطابه

 خاطراتی از نیم قرن تلخ و شیرین در عرصه وعظ و خطابهگفت وگو با منبری معروف

  خاطراتی از نیم قرن تلخ و شیرین در عرصه وعظ و خطابه 


  پانزده سال در ماهشهر منبر رفتم/در یک منطقه سه ماه ماندم و روزی سه منبر می‌رفتم/ رییس ساواک یک سیلی به من زد و گفت تو و خمینی چه می‌گویید؟! سی سال منبری بیوت مراجع بودم هیچ گاه بدون دعوت نرفتم/ منبری باید مایه‌دار و دارای اطلاعات وسیع دینی باشد. 

 

آنچه گذشت برش‌هایی از گفت‌وگوی 2 ساعته خبرگزاری حوزه با حجت‌الاسلام والمسلمین محمودی از وعاظ معروف قم است که ضمن تجربیات فراوان در امر تبلیغ 30 سال در بیوت مراجع عظام تقلید به مناسبت‌های مختلف منبر رفته است.

متن گفت وگو با این روحانی مخلص که حاوی خاطرات تلخ و شیرین از نیم قرن تبلیغ و وعظ منبر است را در ذیل می‌خوانیم.

* چگونه طلبه شدید.

ما هم مثل برخی از طلبه‌ها که به همراه پدر و مادرشان به حوزه می‌رفتند، از دهات اطراف بهبهان به همراه پدر و مادرم به حوزه علمیه رفته، طلبه شدم، روستای ما که «زیدون» نام دارد، در نزدیکی بهبهان و بندر دیلم قرار گرفته البته ارتباط ما بیشتر با دیلم و بنادر بود و با بهبهان نیز چون شهرستان بود، ارتباط داشتیم.

پدرم روحانی با ایمان و معتقدی بود، با مراجع قم و نجف اشرف ارتباط خوبی داشت در بهبهان هم با علمای طراز اول ارتباط داشته و با محافل حوزوی آشنا بود، به طوری که احتیاجات مردم منطقه در وجوهات و حلال و حرام و... را انجام می‌داد.

من و برادرم در مدرسه شیخ عبدالهادی مجتهدی درس را شروع کردیم. آقای مجتهدی تحصیل کرده نجف و سامرا بود و سطح علمی خوبی داشت. علاوه بر فقه، به زبان عربی مسلط بود و خط خوبی داشت. حدود 50 طلبه در مدرسه ایشان تحصیل می‌کردند. پدرم از شیخ خواست تا به ما شهریه ندهد. حتی اصرار داشت هر وقت می‌رود ما را با خود نبرد، خیلی دقت داشت و خودش ما را اداره می‌کرد، ما نیز شهریه نمی‌گرفتیم، بعد از 6 – 5 ماه پدر آمد به ما سری بزند، با هم نزد شیخ عبدالهادی رفتیم، پدرم پرسید آیا این‌ها به درد می‌خورند یا می‌خواهند آخوند زکات بگیر شوند؟ چون آن موقع رسم بود آخوندها می‌رفتند و زکات جمع می‌کردند، پدر گفت: اگر این‌ها سواد ندارند، به دنبال زراعت و گله‌داری بروند.

ما نفهمیدیم سوال بابا چه بود؟ چون آهسته پرسید. اما شیخ عبدالهادی با صدای بلند جواب داد و گفت: اگر این‌ها تا یک سال این‌جا بمانند، نسبت به همه طلبه‌های مدرسه برتری خواهند داشت. پدرم گفت: من اگر کارگری هم کنم، نان اینها را می‌دهم.

یک سال بعد، همان‌گونه که شیخ عبدالهادی می‌گفت، من جامع المقدمات را تدریس می‌کردم. بعد از این‌که پیش شیخ عبدالهادی درس می‌خواندم، «عوامل ملا محسن، عوامل فی النحو، گاهی سیوطی، مغنی» و کم کم «شرایع» را درس دادم.

به لمعه که رسیدیم، جریان دکتر مصدق پیش آمد، مردم بهبهان دو دسته‌ بودند و شیخ عبدالهادی هم از رعیت‌ها حمایت می‌کرد. در مقابل این‌ها خوانینی بودند که املاک را غصب کرده بودند، وقتی مصدق سقوط کرد، دوباره خوانین سرکار آمدند؛ در این زمان بود که ایشان نامه‌ای برای من نوشت و گفت، اگر پدرتان اجازه دهد شما به قم هجرت کنید، من هم نامه ایشان را کپی کردم و برای پدرم فرستادم. ایشان وقتی نامه را خواند، گفت: شما از ما اجازه نگیر به قم بروید. حتی لازم نیست خداحافظی کنید، به قم آمدیم، بعد از مدتی، پدر نامه نوشت اگر می‌خواهید شهریه بگیرید، مشکلی نیست چون آن‌جا دور است و من نمی توانم برایتان نان و لباس بیاورم؛ در آن زمان کسی جز آقای بروجردی شهریه نمی‌داد آیت‌الله بروجردی برای اولین‌بار در حوزه امتحان می‌گرفتند، در چند سطح از طلاب امتحان گرفتند، قوانین، شرایع و رسائل، مکاسب، کفایه و خارج، سال اول امتحان دادیم در آن شرایط تا یک سال نتیجه امتحان معلوم نمی‌شد، بعد از یک سال بود که به ما گفتند، قبول شدید و از این به بعد به ما 12 تومان شهریه می‌دادند.

 * چه سالی؟

تقریبا بعد از سقوط دکتر مصدق بود، سال بعد رفتم برای امتحان رسائل و مکاسب، ما مکاسب را تا حدودی خوانده بودیم، البته رسائل را هم می‌خواندیم، مرحوم آقا وحید رشتی، مرحوم آقای سلطانی، مرحوم آیت‌الله منتظری ممتحنین بودند، آقای وحید رشتی ممتحن رسائل و مکاسب ما بود که زیاد اشکال می‌گرفت، گفتم این‌گونه اشکال مربوط به ما طلبه‌‌هاست، شما که استاد هستید؛ مثلا الان اگر طلبه‌ای پیش من بیاید و بخواهد امتحان بدهد، من این طور امتحان نمی‌گیرم.

در ادامه مقداری از شعرهای سیوطی را خواندم، نگاهی کرد و نوشت قبول، برای امتحان سوم هم جزوه‌ای از درس آقای بروجردی نوشته بودم که تبدیل‌الشکوک بود، نزد مرحوم آقای سلطانی هم که در حوزه خیلی عنوان داشت، امتحان دادم و در درس خارج هم قبول شدم و بعد ازدواج کردیم در آن زمان خرج زندگی آنچنانی نبود، ما یک خانه‌ای دربست گرفته بودیم ماهی 5 تومان و فقط یک اتاق داشت، آب، برق و ... هم نداشت.

در بهبهان هم منبر می‌‌رفتم و جلساتی داشتیم. یک روز صبح آقای شرعی (شرعی بزرگ)را دیدم، گفت شما منبر می‌روی؟ گفتم بله، گفت در مسجد آقای داماد، اول بازار، کاروانسرایی آنجاست، بروید آنها را ببینید، خودشان وسیله دارند، وسیله نقلیه آنان چهار پایان بود لذا الاغی آوردند وبر آن سوار شده و به طرف امامزاده جعفر رفتیم و دهه محرم آن جا منبر بودم.

* اگر به آن منبر نمره دهید با توجه به این که در حال حاضر از وعاظ مشهور هستید، چه نمره‌ای می‌دهید؟

آن منبر در زمان خودش خوب بود، من در منبر شکست نخوردم، هر جا که رفتم جوری نبود که سال بعد مرا نخواهند، بلکه به دنبالمان می‌آمدند، آن وقت‌ها که من برای منبر جایی می‌رفتم یک چمدان کتاب با خود می‌بردم، رساله، قرآن، مفاتیح و کتب متعدد دیگر، چون من بی‌مطالعه تا حالا منبر نرفته‌ام.

سال بعد شیخی آمد و گفت؛ آیا مازندران می‌روی؟ قبول کردم و به منطقه‌ای به نام «رستم‌رود» رفتم، گفتم فلانی مرا فرستاده گفتند: ایشان باید به ما زنگ می‌زد، ما آمادگی نداریم، برای همین به محمودآباد رفتم، همین‌طور روستا به روستا می‌رفتم، در یک روز، حدود هفت یا هشت روستا را پیاده رفتم و خسته هم نشدم.

* تنها می‌رفتید.

بله راه را از اهالی می‌پرسیدم.

* به شما می‌گفتند اینجا دعوت شدید یا خودتان می‌رفتید و می‌گفتید

روضه داشتند و می‌گفتند ما روحانی می‌خواهیم. یک بار به روستایی به نام «ولم» رسیدم. صاحب مجلس به من گفت؛ برادرم به آمل رفته تا منبری بیاورد، اگر نیاورد، شما بمان، شب برادرش آمد و منبری نیاورده بود، ماندم و در آنجا منبر رفتم، بسیار تند و گرم صحبت ‌کردم. وقتی پایین آمدم دیدم می‌گویند آقا، مثل آنها که آمل منبر می‌روند صحبت می‌کند، گفتم یعنی چه؟، گفت: یعنی پسندیدند: بعد دهه‌های دوم و سوم هم این دعوتمان کردند و هر شب، سه منبر می‌رفتم.

روزی مرحوم شیخ مصطفی زمانی (نویسنده معروف) گفت؛ بیا به یزد برویم، من شهربابک می‌روم شما هم در یزد بمان اگر نامه‌ای از حاج آقا رضا‌صدر (برادر حاج آقا موسی‌صدر) بگیری خوب است، من هم پیش آقای صدر رفتم او در حال مطالعه بود، سلام کردم و گفتم اگر صلاح می‌دانید من را به آقای صدوقی معرفی کنید، نگاهی کرد دست در جیب برد و تسبیحی در آورد و استخاره گرفت، قلم را از جیب درآورد و روی تکه کاغذی نوشت و در پاکت گذاشت و به من داد، من هم رفتم یزد و خدمت آقای صدوقی رسیدم وقتی گفتم نامه آقای صدر را آورده‌ام. آقای صدوقی بلند شد و نامه را گرفت و بوسید و در ادامه گفت: «شما نمی‌خواهید جایی بروی! همین جا بمانید. من صبح‌ها اینجا نماز می‌خوانم و شما هم بعد از نماز چند جمله صحبت کن».

بعد از این دیگر تقریبا بر منبر مسلط شده بودم لذا برای محرم به ماهشهر خوزستان رفتم. آن‌جا ماندم و حدود 8-7 شب صحبت کردم، چون جایی برای استقرار نبود، اعلام کردم خوب است در این‌جا حسینیه‌ای ساخته شود، تا گفتم، انگار انفجاری شد و فورا پول جمع کرده و زمین خریدند و همان سال حسینیه درست شد. به این ترتیب حدود 15 سال محرم و صفر به ماهشهر می‌رفتم اما در این شهر فقط گرما بود، نه آب نه برق، روزی به اخوی گفتم عالمی که برای تبلیغ می‌رود باید سه شرط داشته باشد، باسواد، متدین و بدون جهات مادی باشد، ما رفته بودیم رشت، شب آخر صاحب‌خانه گفت: ظرف‌داری مقداری از این پیازها به شما بدهم، گفتم نه، گفت یکی از این جوجه‌ها را بگیرم و به شما بدهم، گفتم نه، اینها برای آخوند زشت است.

*یک طلبه منبری باید چگونه باشد؟

طلبه می‌خواهد جایی برود باید مناعت طبع داشته، با سواد و متدین باشد من هر جا که رفتم بی‌دعوت نرفتم، هرآن‌چه هدیه دادند، نگفتم کم یا زیاد است، بلکه تعارف کردیم که قابل نیست و ما لازم نداریم.

من 15 سال ماهشهر رفتم در یک جا سه ماه و در هر روز سه منبر می‌رفتم، صبح بعد از ظهر و شب مشکل بود، ولی در مطالعه کم نمی‌آوردم، مثلا تاریخ امیرالمومنین‌(ع) و پیامبر (ص) را از اول تا آخر می‌دیدم و می‌گفتم.

* اگر خاطراتی از پیروزی انقلاب و امام خمینی‌(ره) و آیت‌الله العظمی گلپایگانی دارید بیان فرمایید؟

علاقه‌مان به امام‌(ره) زیاد بود. با این‌که بیشتر از طرف آیت‌الله گلپایگانی(ره) می‌رفتیم، ولی بعد از منبر فقط اسم امام‌(ره) را به‌عنوان مرجع تقلید می‌بردم. ساواک هم به دنبال من بود، روزی که امام‌(ره) را گرفتند، مرا نیز در ماهشهر گرفتند و هیچ کس هم دنبال من نیامد. رییس ساواک فردی بود به نام ذوالتاج، منطقه خارک، آغاجری و بهبهان زیر نظر او بود، سر ظهر دنبال من آمدند صاحبخانه به من گفت؛ ساواک آمده و با تو کار دارد، بلند شدم، ساواک جرات نکرده بود که در خانه بیایند، رفتم نزدیک ماشین، دیدم ذوالتاج و سه نفر دیگر هستند، گفت؛ شما چه می‌گویی؟ خمینی‌‌(ره) چه می‌گوید؟ گفتم شما که سواد دارید و حرف ایشان هم در اطلاعیه‌ها معلوم است، ببینید چه می‌گوید، عصبانی شد و یک سیلی به من زد، گفتم چرا می‌زنی؟ گفت: حقوق به تو می‌دهند، گفتم قبای من آثر ندارد، اگر چیزی به من می‌دادند، برای آن آثر می‌خریدم، در آخر رو به من کرد و گفت، کجا بفرستمت؟ گفتم هر جا دلت می‌خواهد، شما زور دارید، ما که زور نداریم؛ گفت ببرید قم.

* شما بعد از آن مسیر منبر را ادامه دادید؟

بله، فقط ماه رمضان می‌رفتم بیرون از قم اما، محرم را در قم می‌ماندم در ماه‌های رمضان، چند سال به ملایر و چند سال هم به ساوه رفتم، بعد می‌دیدم که مشکل است چون من مسافرخانه‌ها نمی‌رفتم و غذای بیرون را هم نمی‌خوردم خانه مردم سختم بود، ولو این‌که اتاقی مستقل در نظر می‌گرفتند.

* با بیت آیت‌الله گلپایگانی چگونه مانوس شدید؟ خود آقا برای منبر دعوتتان کردند؟

من معمولا مسجد آقای گلپایگانی در حسین‌آباد منبر می‌رفتم، هیچ کجا هم برای منبر واسطه‌ای نداشته‌ام، این از عنایت‌های خدا بود که در این مدت 30 سال منبر بیوت مراجع را با وساطت نرفتم، حتی دفتر آیت‌الله سیستانی اگر دعوت نکنند، نمی‌روم. دفتر امام‌(ره) هم همین‌طور. از اول هم این‌جور بود. اخوی من که از ما قوی‌تر است، ایشان پولی که گاهی اوقات از دفاتر به منبری‌ها می‌دهند را هم نمی‌گیرد، حتی از دفتر رهبری هم آمده بود و ایشان نگرفت.

* توفیق حضرت‌عالی در منبر به لطف خدا و اهل‌بیت‌(ع) مشهود است، علت این توفیق را چه می‌دانید.

هر وقتی منبر می‌روم توسلی به ذهنم می‌آید، ذهنم را ارجاع می‌دهم به امامی که مجلس متعلق به او است این را تجربه کرده‌ام که باید با عنایت آنها درست شود.

واقعیتش این است که باید اخلاق و نوکری‌مان را ثابت کنیم باید در مسیر خودمان باشیم و دلیل توفیق بنده هم ظاهرا همین جهت باشد.

 

* آیت‌الله گلپایگانی از منبر شما راضی بودند؟

یک سال، ظهرها در مسجدی که به نام ایشان است، نماز می‌خواندند و بعد از ظهر نیز من منبر می‌رفتم، آیت‌الله صافی در روز عید فطر به من گفت، امسال مجلس خوب بود و از من تعریف کرد، اما از زبان خود آقا چیزی نشنیدم.

* شرایط یک منبر خوب که هم اهل‌بیت‌(ع) راضی باشند و هم مردم بهره‌مند شوند چیست؟

مرحوم محمد مهدی حائری مازندرانی، سه کتاب دارد «شجره طوبی»، «معالی‌السبطین» و «الکوکب الدری» ایشان تناسب را از امور لازم منبر می‌داند، آیه روایت، قصه و مصیبت مناسب، منبر را رونق می‌دهد، مرحوم آقای فلسفی مناسبتش کم بود، مثلا ذکر مصیبتش ارتباطی به مطلب نداشت و یک دفعه می‌گفت با این حال، اما مصیبت مناسب را باید رعایت کرد، یک روحانی ساکن کرج به من زنگ می‌زند و می‌گوید یک مجلس عمومی دارم، در مورد چه موضوعی صحبت کنم، در پاسخ باید گفت؛ متناسب موضوع بحث آیه‌ای را انتخاب کرد، مثلا اگر فردا منبر داری، باید شب قبل از خواب تمرین کنی و در دل شب، گاهی بلند شوی و آیه را پیدا کنی، روایت مناسب و داستان را نیز پیدا کنی، حال اگر به مصیب هم ربط بدهید خوب است.

* بهترین منبری صد سال اخیر را غیر از آقای فلسفی چه کسی می‌دانید؟ راجع به آقای فلسفی هم اگر نظری دارید بفرمایید.

آقای فلسفی در سخن‌وری ممتاز بود. مطالبش برای مجالس عمومی عالی بود، سخن‌ور فصیحی بود حاج انصاری منبری معروفی بود که منبرش دین درست می‌کرد.

* نباید از کنار روایات به سادگی گذشت

روایات پیامبر‌(ص) در یک کتاب جمع شده سخنان ائمه‌(ع) را هم شیخ عباس قمی در هر فصلی که می‌رسد، سه روایت از امام‌(ع) و پیامبر‌(ص) نقل می‌کند، اینها را باید در مناسبت‌ها بیان کرد؛ آیات قرآن کریم هم که رونق دهنده منبر است، منبری نباید دنبال این باشد که چه الفاظی ادا کند؛ بلکه باید عادی صحبت کرد و تقلید نداشته باشد. مثلا به جای مجلس همایش گفتن درست نیست.

* این اشکالش چیست؟

اشکالش این است که غریب است و نمی‌چسبد.

* یعنی وقتی که شما در یک جمع دانشگاهی صحبت می‌کنید، استفاده از این الفاظ اشکالی دارد.

اگر سبک خودی را خراب نکند بله! ولی یک وقت تصنع است.

یعنی اگر تصنعی باشد، به خود بستن کلمات است، ولی اگر به سبک عادی صحبت کنید، اوقع‌ فی‌النفوس است.

* مشکل منبر در عصر حاضر چیست؟ فضای سخنرانی و منبر کشور را چه گونه می‌بینید.

بی‌سوادی! یعنی اطلاعات دینی ضعیف است، اصطلاحات روز را دارند، اما اطلاعات دینی ضعیف و کم مایه است آخوند بی‌مایه فایده ندارد، منبری باید مایه‌دار و دارای اطلاع وسیع و مناسب بوده و اغراض دینی هم داشته باشد، البته تصنعی کار نکند، الان خیلی جاها که ما می‌رویم، سبک را از دست می‌دهیم می‌گویند راجع به این موضوع محدود حرف بزن، پس هر کجا که محدودیت ایجاد کنند، شما نمی‌توانی منبر خوبی داشته باشی.

به نظرم در حال حاضر برخی از منبری‌ها سواد چندانی ندارند باید تاریخ اسلام را مطلع باشند، یعنی اطلاعات منبری باید وسیع باشد و تاریخ را بداند، البته به یک تاریخ هم اکتفا نکند، ناسخ التواریخ، منتخب‌ تاریخ مرحوم مجلسی، در بحارالانوار با این که سبک بحار روایات است ولی مجموعه‌ای را آورده که تاریخ هم به دست می‌آید.

* دو خاطره زیبا از آیت‌الله مرعشی نجفی

خدا آیت‌الله مرعشی را رحمت کند گفته بود: من با پدرم از عراق می‌آمدیم، به کرمانشاه رسیدیم، خانه آقایی وارد شدیم شخصی آمد و گفت: آقا خرم گم شده، شما سرکتابی برای من باز کن آقا قرآنش را باز کرد و گفت، الاغت در فلان جا افتاده پاهایش بالاست برو تا سقط نشده است!، برگشت گفت: آقا همان‌جور که گفتید بود.

می‌فرمود: روزی دو نفر که دعوایشان بر سر زنی بود، نزد من آمدند و زن را هم آورده بودند، و هر کدام ادعا می‌کردند که این زن من است! آقا گفته بود، قلمدان را بیاورید، بعد به زن گفت مقداری آب در این بریز، آقا هم نگاه می‌کرد، زن یک قاشق چای‌خوری برداشت و با آن آب در قلمدان ریخت، آقا دید یکی از این‌ها باسواد است، گفت این زن تعلق به این آقاست؛ پرسید این چه حکمی است؟ گفت مگر شما علم یخوف نمی‌دانی که چه علمی است، باید شم قضاوت داشته باشی، من قرآن را باز کردم و دیدم که «لا» اولش آمده برای همین گفتم این حتما پای الاغ است.

درباره قضاوت زن نیز گفتند؛ زن را نگاه کردم و حدس زدم که اگر این زن رعیت باشد با لوله آب می‌ریخت، ولی این زن می‌دانست که چطور آب در قلمدان بریزد و معلوم بود آنکه با سواد است یادش داده است.

* تبلیغ و منبر امروز کشور را چه نمره‌ای می‌دهید.

نمره سرازیر بدهیم یا سربالایی؟!

* هر چه مدنظرتان هست بالاتر از بیست ندهید.

ما در یک بعدی خوب جلو رفتیم، اما در ابعاد اخلاق برای مردم ضعیف کار کردیم، اشکال ما این است که در حال حاضر برخی از مصادیق حلال و حرام از بین رفته و حرف اول ما همیشه تقوا،‌حلال، غصب و... بود که از بین رفته‌اند.

 بالاترین اشکال ما همین است که همه مجالس را به نماز جمعه ختم می‌کنیم و در نماز جمعه هم کمتر اسمی از حجاب می‌آید، این اشکال دارد، چون ما ضعیف کار کردیم، ما مثلا در صنایع هواپیمایی طبق نقل‌ها موفقیم، اما در ابعاد مردم‌داری ضعیف کار شده است، هر جا که می‌رویم مردم اشکال می‌گیرند که نسبت به بحث حجاب ضعیف عمل شده با این‌که روحانیت هزار سال سابقه دارد از زمان شیخ صدوق، شیخ طوسی که ما مرجعیت داشتیم تا الان،‌ولی این قدر که الان ضعیف شده نبوده است، تقلید آن موقع این طور نبود، مرحوم سید ابوالحسن در نجف بود، ولی تمام نظراتش را همه جا اطاعت می‌کردند، مرحوم میرزا یک کلمه گفت «استعمال توتون الیوم مبارزه با امام زمان‌(عج) است»، آثار خودش را داشت.

* بهترین خاطره‌تان از منبر را بگویید.

تمام زندگی ما خاطره است، در سال 1350 من کاشان منبر می‌رفتم تصادفا شب نیمه‌شعبان بود و آیت‌الله امامی‌کاشانی هم معمولا برای نیمه‌شعبان به کاشان دعوت می‌شد، کمی زودتر سر خیابان رفتم و گفتم، چون امروز مسافران زیاد هستند ماشین کمتر پیدا می‌شود پس زود بروم که عقب نمانم، ساعت 3 رفتم سر خیابان چهل‌اختران اما تا ساعت5 ماشین گیرمان نیامد، از این طرف هم منبر داشتم، نگاه به ساعت کردم دیدم دیگر وقت منبر نیست و من یک ساعت بیشتر وقت ندارم تا به کاشان برسم و احتمالا به منبر نمی‌رسم برگشتم رو به حرم حدود صد قدم آمدم، داشتم فکر می‌کردم که چرا این جور شد؟ گفتم تو دیگه کاری که نمی‌توانی بکنی؛ اگر خودشان خواستند ردیف می‌شود، و الا نه؛ بعد به خودم می‌گفتم چه جور درست می‌شود؟ همه ماشین‌های عبوری پر هستند. بعد می‌گفتم اگر درست شود باید ماشین شخصی درست شود و در بین راه هیچ جا نایستد و یک‌سره تا دم مجلس برود یک وقت دیدم یک سواری از کنار ما وایستاد و گفت؛ محمودی بالا میری؟ بعد گفت کاشان می‌روی؟ گفتم بله، گفت سوار شوید؛ ترسیدم چون مثل گنجشک می‌پرید و می‌رفت، گفتم نکنه وسط راه ما را جایی بیندازد، با چنان سرعتی می‌رفت که یک وقت دیدم منبری قبل از من هنوز منبر است. این عنایت برایم عجیب بود با خودم خطاب به اهل‌بیت(ع) عرض کردم اگر بخواهید کار کنید، واقعا کار می‌کنید، از این عنایت‌ها زیاد است.

* به جز بیت حضرت آیت‌الله گلپایگانی(ره) با بیوت دیگر هم رفت و آمد داشتید.

باید مراجع را تقویت کنیم، هر چند آنها به ما نیاز نداشته باشند، چون مراجع تقلید سمبل اسلام‌اند؛ برای همین معمولا بیت همه مراجع می‌رفتیم، اما جایی که آرامش و اعتقاد قلبی داشتیم بیت آیت‌الله گلپایگانی بود. چون خیلی برخورد عالی داشتند، طبع‌شان طبع لری بود، منزل امام‌(ره) هم اینگونه بود، به عبارتی سبک امام‌(ره) جوری بود که زنندگی نداشت، یادم می‌آید زمانی مرحوم آیت‌الله بهبهانی از اهواز به قم آمدند و ما برایش در کوچه سید صادق منزل گرفته بودیم؛ آقا سید علی در آنجا بود و علما هم به دیدنشان می‌آمدند، امام‌(ره) هم نزد ایشان آمد و احوالپرسی کرد و گفت چرا منزل ما نیامدید؛ گفت آقایان محمودی خانه‌ای گرفتند برای همین گفتم مزاحم کسی نمی‌شویم؛ امام‌(ره) گفت مزاحمتی نیست، خانه‌تان دستتان باشد، ولی شام و ناهارتان پیش ماست؛ ما هم آنقدر علاقمند بودیم که خانه امام‌(ره) را ببینیم، همراه سید علی به خانه امام‌(ره) رفتیم و دیدیم که هیچ صدایی در خانه نیست، معمولا در این‌جور برنامه‌ها سروصدای کارگر خانه شنیده می‌شود، اما در خانه امام‌(ره) هیچ صدایی نبود، وقتی شام آوردند، دیدم امام‌(ره) مطلبی به یکی از خدمه گفت که قاشق یادتان رفت، آقا که ناهار خورد، در سرداب برای ایشان جا انداختند که بخوابد.

از خانه امام‌(ره) هیچ فردی بدش نمی‌آمد، چون خیلی منظم بود البته طلبه‌های ظریف و باریک بین این‌گونه هستند.

* درس امام چگونه بود؟

درس‌هایی که من شرکت کردم همه خوب بودند، اما می‌توان گفت که امام‌(ره) از دیگران بهتر بود، ایشان بیانی روان و اطلاعات وسیع داشتند، آقای سبحانی و آقای مکارم‌شیرازی هم از شاگردان امام‌(ره) در ایران هستند تا زمانی امام‌(ره) بود ما از درس غیر از ایشان کمتر استفاده می‌کردیم، مثلا درس آقای داماد می‌رفتیم ولی خیلی خصوصی بود و فقط چند نفر بودیم در درس ایشان راه رسم استدلال عنوان می‌شد و خیلی دقیق بود، همان‌گونه که گفتم امام‌(ره) اعجاز بود هنوز هم قسمتی از تقریرات درس امام‌(ره) را دارم، البته درس ایشان فارسی بود، ولی من عربی می‌نوشتم چون عربی راحت‌تر می‌نوشتم.

*حضرت امام‌(ره) در درس عصبی هم می‌شد، وقتی طلبه‌ها اشکال می‌کردند.

تند می‌شدند، ولی عصبانی نمی‌شدند، گاهی که آقای سبحانی اشکال می‌کرد امام‌(ره) به شوخی می‌گفت، صبر ایله صبر ایله.

* خاطرات ویژه‌ای اگر در ذهنتان است بفرمایید.

تمام زندگی ما خاطره است، یک وقتی رفته بودم محمود آباد آمل در روستای «سرپل» وقتی رسیدیم پیرمردی آمد سلام کرد و گفت: کجا می‌خواهید افاضه فرمایید؟ گفتم نمی‌دانم، گفت برو به دکان آقای کاشانی، او روحانیون را اعزام می‌کند چمدانم را که پر از کتاب بود، جلوی مغازه گذاشتم و نزد آقای کاشانی رفتم، فردی که درب دکان او بود، به من گفت: آقا دهات رفته و لحظاتی دیگر می‌آید، همان‌جا نشستم، شاگردش را صدا زد و گفت: آقا را ببر منزل، رفتم خانه پس از صرف ناهار و کمی استراحت پرسیدم آقا آمده گفتند، بله مغازه است،  به مغازه رفتم، سلام علیک کردم و گفت، من روستایی دستم بود، اما وقتی رفتم، دیگری را معین کرده‌اند. اول محرم بود؛ بلند شدم تا قدمی بزنم، رفتم و رفتم تا به یک میدان رسیدم، مغرب شده بود؛ برای همین رفتم تا نماز بخوانم، کنار یک مغازه میوه‌فروشی در وسط فلکه نشستم، چند نفر روستایی هم در همان‌جا منتظر ماشین بودند و من نیز در کنارشان نشستم، عمامه را برداشتم و نزد آنان نشستم، یک ریال دادم و هندوانه‌‌ای خریدم و با هم خوردیم، یک وقت دیدم ماشین باری آمد و سوار شدند و رفتند و من تنها شدم تا 12 شب آن جا ماندم.

* برنگشتید منزل آقای کاشانی

نه خجالت می‌کشیدم، همان جا نشسته بودم تا این‌که میوه‌فروش آمد تا میوه‌های خود را جمع کند و برود منزل، وقتی من را دید، گفت، بلند شود گفتم نه همین‌جا می‌خوابم، گفت خانه من خراب شود اگر شما اینجا بخوابی، با او همراه شدم و رفتیم بیرون شهر، دو تا اتاقک نیمه‌کاره درست کرده بود یک لیوان آب‌جوش آورد و گفت: آقا یک دعا کن، بچه‌ام مریض بوده، او را بردم آمل تا شفا پیدا کند، گفت: شام بیاوریم، گفتم شام نمی‌خورم، می‌خوابم. صبح بلند شدیم و نماز خواندیم، همه این مسایل خاطره است؟!

* روضه‌خوانی در منبر چقدر ضرورت دارد؟ نظر مراجع چه بود؟

اول انقلاب سروصداهایی بود فقط در منابر مطالب را عنوان می‌کردند و روضه نمی‌خواندند، آقای گلپایگانی این موضوع را قبول نمی‌کرد.

مرحوم آیت‌الله گلپایگانی به امام‌(ره) گفته بود شما در این مورد جمله‌ای بگویید، چون مردم به حرف شما عنایت دارند، حضرت امام‌(ره) هم گفته بودند که روضه‌ها باید در منبرها خوانده شود.

یک وقت گفتند از این به بعد کسی به منبری پول نمی‌دهد و منبرها همه رایگان هستند، حالا بیا درستش کن! اما کم‌کم، حضرت امام‌(ره) گفت طبق سنت عمل کنید، البته این را هم بگویم که آیت‌الله گلپایگانی مقید به خواندن روضه بود، حتی با یک سلام به حضرت اباعبدالله‌(ع).

* کدام روضه برای شما بیشتر جان‌سوز بوده.

مصائب اهل‌بیت‌(ع) همه جانسوز هستند، به روحیه گوینده نیز بستگی دارد، اگر روحیه گوینده تاثیرپذیر مطالبش هم منظم و متنوع نباشد، کلمات را درست ادا کند، حالا این‌که کدام مصیبت سوزناک است، فرقی نمی‌کند پس عمده روحیه خطیب است که خودش متاثر شده یا نه، من مطلبی را که عقیده ندارم نمی‌گویم.

* شاخصه‌های یک منبری موفق را چه می‌دانید؟

یک منبری موفق باید رضایت اهل‌بیت‌(ع) را در نظر بگیرد و مرضی اهل‌بیت‌(ع) باشد، اگر این جور بود، موفق می‌شود و تا آنها رضایت نداشته باشند توفیقی نسبت به منبر افاضه نمی‌شود، یک شبی منزل آقای سید محمد شیرازی بودم ایشان دو نکته بیان کردند: گفت؛ ناصرالدین شاه سه روز روضه می‌خواند و منبری خوبی هم داشت، اما آخرش یک مداح معمولی می‌خواند و مجلس منقلب می‌شد به ناصرالدین شاه گفته بودند، منبری حسابی بگذار، گفته بود من نمی‌دانم همین‌قدر می‌دانم، وقتی این آدم می‌گوید؛ السلام علیک یا اباعبدالله‌(ع) همه در و دیوار گریه می‌کند، من سر در نیاوردم بعد خود مداح را صدا زدند، او هم گفت من هم نمی‌دانم، شبی ساعت 12 شب از مجالسم می‌آمدم، سر کوچه‌ خانمی را دیدم که ایستاده، وقتی من را دید گفت: بیا در خانه ما و روضه‌ای برای ما بخوان. گفتم خسته‌ام دیر شده، گفت: هر چه هست بخوان! من هم رفتم دیدم یک صندلی مشکی اما هیچ کس نبود، گفتم السلام علیک یا اباعبدالله‌(ع) دیدم صدای گریه زن می‌آید، چند جمله خواندم، دیدم تمام در و دیوار صدای زن می‌آید، خیلی عجیب بود، خودم هم متاثر شدم، مصیبت را خواندم، «آن خانم پاکتی به من داد، به او گفتم خانم این چه جور روضه‌ای بود که کسی نبود؟ گفت حضرت فاطمه‌(س) که اینجاست، بعد از این ماجرا همین‌جور است و هر موقع به امام حسین‌(ع) سلام می‌دهم می‌بینم در و دیوار گریه می‌کند.

آن‌چه اثر دارد و اجتماع را جذب می‌کند، رضایت خود اهل‌بیت‌(ع) است با کلک، دروغ و حقه‌بازی نمی‌توانیم به جایی برسیم، چون دروغ آدم را سیر نمی‌کند، بلکه نان است که آدم را سیر می‌کند و دروغ و کلک در دستگاه اهل‌بیت‌(ع) نباید باشد.

*یک توصیه به اهل منبر

توصیه‌ای به اهل منبر دارم از حریم اهل‌بیت‌(ع) کنار نروید، از روایات استفاده کنید و از منبری‌ها می‌خواهم که صادق باشید و اهل طمع نباشید، با مناعت طبع زندگی کنید، چون پشتوانه شما اهل‌بیت‌(ع) است، اگر شما مناعت طبع داشته باشید مطمئنا آنها جبران می‌کنند، بی‌مطالعه هرگز منبر نروید و در کاری که اطلاعاتتان ضعیف است هیچ وقت صحبت نکنید.

 توصيه‌های منتشرنشده آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به طلاب

توصيه‌های آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به طلاب

  توصيه‌های منتشرنشده آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به طلاب 


  سفارش می‌کنم شما و نفس خاطی خودم را به تقوای الهی در پنهان و آشکار و اهتمام به تقوا و زهد در زخارف این دنیای پست.  

 

اختصاصی/ راز علوم حوزوی، عبودیت، اخلاص و تخلق به اخلاق الهی است و از این روست که عالمان دین مبارزه با هوای نفس، تهجد، تعمق و تدبر در اسرار آفرینش را سرلوحه زندگی خود قرار داده اند و که از دیرباز توصیه‌های اساتید مطرح حوزه زینت بخش اخلاق و رفتار طلاب علوم دینی بوده است.

آنچه در ذیل می خوانید دست نوشته‌ای از توصیه‌های هفت‌گانه منتشر نشده مرحوم آیت الله العظمی مرعشی به  آیت الله شیخ  الیا س  شریفی اشکوری یکی از شاگردان آن مرجع تقلید است که خبرگزاری حوزه آن را به مناسبت سالگرد ارتحال ایشان منتشر می‌کند.

سفارش می‌کنم شما و نفس خاطی خودم را به تقوای الهی در پنهان و آشکار و اهتمام به تقوا و زهد در زخارف این دنیای پست.

*زیارت اهل قبور را ترک نکنید

1- اینکه زیارت اهل قبور را ترک نکنی و از آنها عبرت بگیری به اینکه آنها دیروز (در میان ما)بودند و امروز کجا هستند؛ اموال (آنها) قسمت شده، همسران آنها ازدواج کرده‌آند، در خانه‌هایشان فرد دیگری ساکن شده و از آنها جز آنچه که انجام داده‌اند باقی نمانده است.

2- اینکه تلاوت قرآن کریم و مطالعه احادیث (حضرات معصومین(ع)) و تدبر در آنها و طلب نورانیت از آنها را ترک نکند.

3- اینکه معاشرت خود را با مردم کم کند، زیرا مجالس کمی دیده می‌شود که مشتمل بر مناهی الهی مثل غیبت بندگان خدا و از بین بردن آبروی آن‌ها و تهمت در حق آن‌ها و خوردن گوشت آن‌ها نباشد، بویژه اینکه کسی را که غیبت او را می‌کنند از اهل علم باشد، زیرا که غیبت علما به منزله اکل میته مسموم است.

4- و اینکه کسانی را که حقی بر عهده او دارند، چه از نظر علمی و ادبی و مالی و تولیدی از دعای خیر فراموش نکند.

*در ترویج دین کوتاهی نکنید

5- در ترویج دین و احیاء مذهب کوتاهی نکند، زیرا شرع هم‌اکنون غریب شده است و با صوت بلند ندا می‌دهد که آیا یاری دهنده‌ای است که من را یاری دهد و آیا حمایت‌کننده‌ای است که از من حمایت کند.

*استغفار در سحرها فراموش نشود

6- اینکه نماز شب و تهجد در ساعات شب و استغفار در سحرها را فراموش نکند، زیرا مولای ما سید مظلومان امیرالمومنین که روحم فدای او باد، در وصایای خود فرموده است: بر تو باد نماز شب، بر تو باد نماز شب، و پرهیز از خوردن شبهات، آگاه باش که این امری بزرگ است.

7- وصیت می‌کنم او را به اینکه در حق برادران، خواهران، بستگان و طلاب علوم دینی و فقراء مومنین نیکی کند.

خداوند ما و او را از لغزش و کژی در نیت، گفتار و عمل حفظ کند. خداوند بر آن توانا است و بر آنچه هست قادر است.

متن عربی دست‌نوشته معظم‌له

اًوصیه و نفسي الخاطئه بتقوی الله فی السر و العلن والاهتمام فی الورع والزهد فی زخارف هذه الدنیا الدنیه واَن لا یترک زیارة اًهل القبور والاعتبار بهم، باَنهم من کانوا بالاًمس فما صارو الیوم و اَین کانوا فاٍلی اًين صاروا وکیف کانوا فکیف صاروا، الاموال قد قسمت والاَکفاء قد زوجت والدور قد سکنت و ما بقی لهم الا ما کانوا یفعلون ویعملون؛ واًن لا یترک تلاوة القرآن و مطالعه الاحادیث و التدبر فیهما والاستنارة من اَنوارهما؛ و اَن یقلل من المعاشرة مع الناس فاِنک قَلمّا تری مجلسا غیر مشتمل علی المناهی من اغتیاب عباد الله و التفکه باَعراضهم والبهت فی حقهم و اَکل لحومهم میتة سیّما لو کان المغتاب (بالفتح) من اهل العلم فأِن اغتیاب العلماء بمنزلة اًکل المیتة المسمومة؛ واًن لا ینسی ذوي حقوقه علما واًدبا و مالا و تولیدا من صالح الدعاء؛ و اًن لا یاًلو جهده فی ترویج الدین و اِحیاء المذهب فاٍن الشرع قد اًصبح غریبا ینادی باًعلی صوته هل من ناصر ینصرني هل من ذاب یذب عنی؛ و اًن لایترک الصلاة اللیل و التهجد في آنائه والاستغفار فی اًسحاره فقد قال مولینا سید المظلومین اًمیرالمؤمنین روحی له الفداء في وصایاه: علیک بصلوة اللیل، علیک بصلوة اللیل ؛ و اَن یتورع من اَکل الشبهات ، اَلا و اٍنه لاَمر عظیم؛ و أوصیه بالبر فی حق اخوانه واَخواته و ارحامه وطلبة العلوم الدینیة وفقراء المؤمنین عصمنا الله و اٍیاه من الزلل والخطل فی النیة و القول و العمل، اٍنه القدیر علی ذلک و القادر بما هنالک.

اللهم اًحینا حیاة آل محمد علیهم السلام واًمتنا مماتهم واًرزقنا فی الدنیا زيارتهم و فی الآخرة شفاعتهم آمین آمین لا اًرضی بواحدة حتی یضاف الیها الف آمین.

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی    صداوسیما دروغ‌های وهابیت را شناسایی و فاش کند

صداوسیما دروغ‌های وهابیت را شناسایی و فاش کندآیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

  صداوسیما دروغ‌های وهابیت را شناسایی و فاش کند 


  حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کردند: امروز رسانه ها بر روی تنوع برنامه ها سرمایه گذاری می کنند و این امر مهم باید در تولید برنامه های دینی و مذهبی نیز مد نظر قرار گیرد و دروغ دشمنان اهل‌بیت (ع)شناسایی و افشا شود. 

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، معظم له در دیدار معاون صدا و اعضای شبکه رادیویی معارف جمهوری اسلامی ایران در سخنانی با ابراز خرسندی از فعالیت های رادیو در عرصه دین و مذهب اظهار داشتند: امروز گوش های زیادی برای شنیدن پیام مکتب اهل بیت(ع) در دنیا وجوددارد که رادیو معارف و رادیوهای دیگر در این عرصه فعالیت های خوبی دارند.

ایشان ادامه دادند: وهابیت تکفیری امروز در دنیا آبروی خود را برده است و دیگر جایگاه و اقبالی در بین مردم جهان ندارد اما در مقابل آن، شیعه تقید و متانت خود را نسبت به مبانی اسلام نشان داده است و همین امر موجب گرایش روزافزون مردم دنیا به این مکتب شده است.

معظم له افزودند: هر چقدر بیشتر تلاش کنیم تا پیام مکتب اهل بیت به گوش دنیا برسد به توفیقات بیشتری دست خواهیم یافت و دین خود را ادا می کنیم.

ایشان با بیان این که باید برای نقاط مختلف دنیا به زبان و فرهنگ همان مناطق، معارف اسلامی را بیان کرد اظهار داشتند: امروز مصر و شمال آفریقا صحنه ای برای پیشرفت مکتب اسلام هر چند که در گذشته نیز تمایلات به مکتب اهل بیت(ع) زیاد بوده است که ضرورت دارد متناسب با فرهنگ آنان برنامه های اسلامی را اجرایی کنیم.

این مرجع تقلید با بیان این که سرمایه دشمنان اسلام، دروغ و تهمت است افزودند: وهابیان و گروه های معاند همیشه دروغ می گویند که روشن سازی دروغ ها و تهمت های آنها برای سایرین بسیار راه گشا است.

معظم له ابراز داشتند: قبل از انقلاب ا سلامی به مکه مشرف شدیم و در دیدار با وزیر امور مذهبی عربستان متوجه شدم که وی از ساده ترین مسائل نسبت به مکتب تشیع با خبر نیست و می گفت که قرآن شما با قرآن ما تفاوت دارد که در پاسخ گفتیم این مسئله را راحت می توان حل کرد و شما یا نماینده شما می توانید به تهران سفر کنید و قرآن هایی که در مساجد وجود دارد را مورد بررسی قرار دهید تا ببینید قرآن ما و شما تفاوتی ندارد.

ایشان اضافه کردند: اخیراً نیز شش تن از عالمان مذهبی کتابی نوشتند که در آن آورده اند با شیعیان نمی توان ازدواج کرد چرا که آنها معتقد هستند جبرئیل خیانت کرده است و به جای اینکه وحی رابه حضرت علی(ع) بدهد به پیامبر(ص) داده است، این دروغی است که هر شیعه به آن می خندد.

ایشان تصریح کردند: افتخار شیعه آن است که علی(ع) خود را شاگرد پیامبر(ص) می داند و فضایل و مناقبش را مدیون رسول الله(ص) می‌داند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه اگر دروغ های وهابیون فاش شود دیگر مردم دنیا به حرف آنان گوش نمی کنند، افزودند: باید چنین دروغ های دشمنان مکتب اهل بیت(ع) را شناسایی و افشا کرد که جا دارد بخشی از برنامه های صداوسیما به این امر اختصاص یابد.

ایشان در ادامه با تأکید بر گسترش تنوع در برنامه های دینی صداوسیما اظهار داشتند: امروز رسانه ها بر روی تنوع برنامه ها سرمایه گذاری می کنند که این امر مهم باید در تولید برنامه های دینی و مذهبی نیز مد نظر قرار گیرد.

جغرافیای کربلا

چکیده جغرافیای کربلا

کربلا سرزمینی است با پیشنه طولانی در اسکان اقوام مختلف، که هم اکنون یکی از شهرهای کشور عراق می باشد. این سرزمین از آن جهت اهمیت بسیاری در اسلام پیدا کرده که نوه پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم)؛ امام حسین (علیه السّلام) همراه با فرزندان، بستگان و یارانش در کنار رود فرات با لب تشنه به صورت ظالمانه به شهادت رسیده اند. از جمله پیشنیه آن سرزمین، می توان به حضور انبیاء و اولیاء (علیه السّلام) در آن اشاره کرد.

نام محدودۀ جغرافیایی کربلا

سرزمین کربلا در ناحیه بیابانی و پر از تپه های باستانی واقع شده است که نام آن نینوا می باشد؛ از این رو نام دیگر کربلا را نینوا نیز می گویند. این سرزمین قریه «یونس بن متی» یکی از پیغمبران الهی بود و او از همین سرزمین مردمانش را به سوی خدا دعوت کرد. بعضی از محققان گفته اند که کربلا یکی از قریه های قدیمی منطقه «بابل» است که در قرون و اعصار گذشته بوده و شاهد این مطلب، وجود یکی از آثار باستانی واقع در نزدیکی «سدة الهندیه» است.[۱]

موقعیت و مختصات فعلی و تاریخی محدوده کربلا

در گذشته های بسیار دور؛ در زمان ساسانیان، کربلا بسیار آباد بوده، ولی بعدها ویران شد و به بیابان و صحرا تبدیل شده و دیگر منطقه مسکونی و آبادی نبوده است. کربلا در سال ۶۱ هجری قمری، دشت و ناحیه صحرایی بود، ولی از آن زمان که شهادت حسین بن علی (علیهما السّلام) به همراه دیگر یارانش، در این سرزمین اتفاق افتاد، مورد توجه شیعیان و دوستداران خاندان اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) واقع شد. اگرچه در طول قرون و اعصار، بارها تخریب شده، ولی مجدّداً آباد شده است.

این سرزمین ۱۳ قرن قبل از میلاد، اقامتگاه سلطنتی بعضی از امپراتوران و شاهان آشوری، مانند «آشور بنی پال» بوده و علم پزشکی در آن گسترش داشته است و نیز مراکز تجاری، کتابخانه و معابد و امکانات مختلفی را شامل می شده که اواخر قرن هفتم قبل از میلاد، به دست مادها و بابلیان ویران شده است. نام آن از خداگونه باروری آشوریان قدیم «نینا» گرفته شد و بعد از خرابی با نام «نینوا» برقرار ماند.[۲]

میزان فاصله کربلا با مناطق مشهور

کربلا نام سرزمینی است در «بین النهرین» در غرب شهر کوفه، کنار رودخانه فرات، که در منطقه «طف» واقع شده است. این سرزمین در جنوب غربی و حدود ۱۰۰ کیلومتری شهر بغداد (پایتخت کشور عراق) و ۸۰ کیلومتری شهر نجف اشرف واقع شده است.[۳]

وضعیت فعلی کربلا

کربلا از ثروتمندترین شهرهای عراق است و منابع اصلی درآمد آن از زائران اماکن مذهبی و کشاورزی و به ویژه محصول خرما است. این شهر از دو بخش قدیم یا بخش مذهبی و کربلای جدید تشکیل شده‌است. مدارس اسلامی و ساختمان‌های دولتی زیادی نیز در کربلا متمرکز شده‌اند.

حرم حسین بن علی (علیهما السّلام) که در برخی از منابع نیز آن را مسجدالحسین نام گذاری کرده‌اند، در مرکز بخش مذهبی شهر کربلا قرار دارد. در طول سال همه روزه خصوصاً در روز عاشورا بسیاری از مسلمانان و شیعیان، جهت زیارت این مکان، به شهر کربلا می روند.

بسیاری از زائران مسن نیز به کربلا می‌آیند تا آخرین سال‌ها و روزهای زندگی خود را در این شهر سپری کنند.

به دلیل وجود حرم امام حسین (علیه السّلام) در شهر کربلا، ۱۰۰ مسجد و ۲۳ مدرسه دینی در این شهر ساخته شده‌است.[۴]

حوادث و وقایع برجستۀ کربلا

(در حال تکمیل)

حضور پیامبران و اولیاء الله در سرزمین کربلا

گزارش شده که همه پیامبران به زیارت کربلا توفیق یافته اند: «همه انبیاء آن مقام شریف را زیارت نمودند و در آن توقف کرده و گفتند: ای زمین تو مکانی پرخیر هستی و ماه تابان امامت در تو دفن خواهد شد».[۵]

هر یک از پیامبران که وارد کربلا می شدند، صدمه ای بر ایشان وارد می شد، و دلتنگ و مهموم می شدند. زمانی که علت را از خداوند سؤال می نمودند، خداوند وحی می فرمود:  این زمین کربلا است و در آن حسین بن علی (علیه السلام) شهید خواهد شد.[۶]

ورود امام حسین (علیه السّلام) به کربلا

گرچه در طول تاریخ گذشته، سرزمین کربلا دارای تحولات و فراز و نشیب ها و اتفاقاتی بوده است، اما با توجه به ورود اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) به ویژه امام حسین (علیه السّلام) در آن سرزمین و اتفاقاتی که پس از آن صورت گرفته موجب شده که توجه بسیاری از انسان های آزاده و علاقه مند به سرگذشت بزرگان و نیز تاریخ نویسان، به آن جلب شود، و این سرزمین به عنوان محل ورود و شهادت آن حضرت مطرح شود.

مراکز مهم محدودۀ جغرافیایی کربلا

(در حال تکمیل)

کربلا مدفن امام حسین (علیه السّلام) و دیگر شهدا

بعد از شهادت امام حسین (علیه السّلام) در جنگ با یزید و عبید الله بن زیاد در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری در سرزمین کربلا، لشکریان دشمن از کربلا به سوی کوفه حرکت کردند و بدن های پاک و مطهر امام حسین (علیه السّلام) و اصحاب با وفایش به صورت بسیار دل خراشی روی زمین کربلا باقی مانده بود و کسی جرأت نمی کرد آنها را دفن کند. تا این که زنان قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا چادر زده و سکونت داشتند، مردان خود را مورد شماتت قرار دادند و آنان را به انجام دفن این عزیزان ترغیب نمودند. به دنبال آن، مردان قبیله بنی اسد برای دفن آمدند، ولی چون بدن ها پاره پاره بود، بدن ها را نمی شناختند و در حالت تحیر و تردید باقی ماندند. تا این که امام سجاد (علیه السّلام) به صورت ناشناس در جمع آنان حاضر و یکی یکی بدن ها را به بنی اسد معرفی کرده و آن ها بدن ها را دفن می کردند. پس از دفن شهدا، امام سجاد (علیه السّلام) خود را به آنان معرفی کردند.[۷]

به این ترتیب کربلا اجساد مقدس شهدا را در برگرفت و جایگاه اصلی و قداست خود را نمایان کرد.

کتابنامه مدخل جغرافیای کربلا

  1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الصادر، بیروت، ۱۴۱۴ ق.
  2. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین.
  3. مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ‏دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  4. مسعودی، ابو الحسن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، دار الهجرة، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۹ق.
  5. مقرم موسوی، عبد الرزاق، مقتل الحسین (علیه السلام)‏، مؤسسة الخرسان للمطبوعات‏، بیروت‏،  ۲۰۰۷ م.‏
  6. یاقوت حموی، شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله حموی رومی بغدادی، معجم البلدان، دار صادر، چاپ دوم، بیروت، ۱۹۹۵ م.
  7. ملبوبی، محمد باقر، الوقایع و الحوادث (کتابنامه تکمیل شود)

[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱، ص ۸۶٫

[۲]. برگرفته از سایت کتابخانه تخصصی حج، منابع: ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱، ص ۸۶، واژه کربله؛ یاقوت حموی، شهاب الدین، معجم البلدان، ج ۴، ص۴۴۵؛ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۵، ص ۴۲۱٫

[۳]. برگرفته از سایت کتابخانه تخصصی حج.

[۴]. بر گرفته از دانشنامه آزاد ویکی پدیا با کمی تغییرات.

[۵]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۴۴، ص  ۳۰۱، ح ۱۰٫

[۶]. همان.

[۷]. مقرم موسوی، عبد الرزاق، مقتل الحسین، ص ۴۱۴؛ ملبوبی، محمد باقر، الوقایع و الحوادث، ج ۴، ص ۵۹ ـ ۶۱؛ مسعودی، أبو الحسن على بن الحسین بن على، مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۳٫

 راهب مسیحی: نیازمند علی بن ابی طالب هستیم

راهب مسیحی: نیازمند علی بن ابی طالب هستیم

  راهب مسیحی: نیازمند علی بن ابی طالب هستیم 


  یک راهب مسیحی گفت: نیاز امروز مردم به علی بن ابی طالب از هر زمان دیگری بیشتر است؛ چرا که ایشان اسوه بردباری و فضیلت است. 

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، "مارتین" که برای شرکت در دومین جشنواره بین المللی غدیر عازم نجف اشرف شده بود، پس از رسیدن به این شهر در سخنان خود با مرکز رسانه ای آستان مقدس علوی گفت: ما جشنواره امسال غدیر را خوب ارزیابی میکنیم؛ چرا که امسال از ادیان و طوایف مختلف دعوت شد تا همه افکار و اندیشه های خود را درباره شخصیتی مطرح کنند که تکیه گاه محرومان و فقرا و مظلومان دنیا بوده است.

مارتین افزود: اندیشه علی بن ابی طالب نه تنها برای شیعیان که برای همه انسانیت است و اندیشه علوی متعلق به همگان است.

خاطر نشان می شود دومین جشنواره بین المللی غدیر برای دومین سال متوالی توسط آستان مقدس علوی از 24 تا 26 ذی الحجه در نجف اشرف برگزار شد و در آن، پیروان ادیان و مذاهب گوناگون از نقاط مختلف جهان حضور داشتند.

 ماجرای بوسه عالم الازهر بر دستان روحانی شیعه

  ماجرای بوسه عالم الازهر بر دستان روحانی شیعهفرزانگان

  ماجرای بوسه عالم الازهر بر دستان روحانی شیعه 


  بلاغت، گویایی و فصاحت کم‌نظیرش در همه ادوار زندگی و در همه سخنرانی‌ها و منابرش هم آن چنان که در الازهر رخ داد و تحسین همگان را برانگیخت ودکترطه حسین بر دستان وی بوسه زد 

سخن گفتن از عالمان دین کاری سخت است. دریای علم و ابعادی وجودی که این بزرگان را در بر گرفته بود، چونان موجاموج زیبایی هاله‌ای از نورانیت، استقامت و رادمردی را حول آنها پدیدار ساخته است که شاید کمتر کسی جرئت نزدیک شدن بدانها را داشته باشد، اما در عین حال آن بزرگی و عظمت در لفافه‌ای از لطف و رأفت و مرحمت پیچیده شده تا ایشان را مردانی مهرآفرین و عشق آیین ساخته که طبیب دوار جامعه اند و جامع لطف و رحمت.

از آن جمله، بی‌تردید آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی است که زندگی پربارش گویا و جویای تمام عظمتی است که مردان خدا با دریدن پرده پندار، رهجوی آن بوده اند و در راه رسیدن به آن دل و جان باخته و دیده و دل داده اند.

این شخصیت بزرگ و عظیم الشأن، انسانی ذوابعاد بود که جلوات شخصیتی، فکری و رفتاری متنوعش در عرصه‌های مختلف، گرچه از او انسانی والا و بلندمرتبه ساخته بود، اما همگی این جلوه‌ها در ذیل اسم اعظم خلوص، صفا و دلدادگی به اسلام معنا می‌یافت.

ایشان در چند عرصه مصداق تام و تمام عالم روحانی و فاضل ربانی بود؛ در علم و معرفت؛ در پشتیبانی حمایت و دستگیری از مردم؛ در وحدت آفرینی و خلوص در اسلام خواهی؛ در مبارزه علیه استکبار جهانی؛ در صفا و خلوص و پاکی معنوی؛

و در تمام عرصه‌هایی که حضور یافت و جلوه‌های بزرگی از عظمت مرجعیت عالمان شیعی را به منصه ظهور رساند.

مرور تاریخ زندگانی و سیره این مرد بزرگ، به خوبی گویا و جویای این حقایق است که آینه‌ای صاف و بی‌غش از حقیقت روحانی بودن در مقابل جسمانی بودن را بر می‌تاباند.

براستی و درستی باید گفت که هر یک از وجوه این عالم روحانی، بازتابنده بخشی از حقایق دین و مناسک آیین بوده و رشحه از رشحات معنویت اصیل اسلامی و شیعی را نمایندگی می‌کند.

بی توجهی این عالم بلند مرتبه نسبت به زخارف دنیوی و زهدی که در پیش گرفته بود، به حدی بود که یکی از ملازمانش از قول ایشان می‌گوید:

«می خواهم به دنیا ثابت کنم یک روحانی می‌آید که با وجود اقتدارش که همه چیز در قبضه‌اش باشد، مع ذالک به دنیا بی‌اعتنا باشد لذا بعد از فوت آن مرحوم فهمیدند که ایشان در بی‌اعتنایی به دنیا زبانزد بوده است.»

و یا بلاغت، گویایی و فصاحت کم‌نظیرش در همه ادوار زندگی و در همه سخنرانی‌ها و منابرش هم آن چنان که در الازهر رخ داد و تحسین همگان را برانگیخت ودکترطه حسین بر دستان وی بوسه زد وگفت:

«کنت اذا سمعت محاضرة الامام الزنجانی؛ ظننت آن ابن سینا حّی یخطب؛ زمانی که سخنرانی امام زنجانی را شنیدم، گمان کردم که ابوعلی سینا زنده شده وسخن می‌گوید.»

یا خطابه‌ای که درحضور40 هزار نفر در دمشق در مسجد اموی بیان نمود که اهل این دیار پس از آن می‌گفتند:

«غیر از حضرت زینب خاتون که بر روی این منبرخطبه ایراد کرد و دراثر فشار یزید موفق به اتمام آن نشد، از آن عصر تا کنون کسی جز آیت‌الله زنجانی بر روی این منبر نرفت و در حقیقت خطبه حضرت زینب خاتون را آیت‌الله به پایان رسانید.»

و یا آن همه سفر که برای ایجاد وحدت و پی‌ریزی صفا و مرافقت و دوستی در میان مذاهب مختلف اسلامی به انجام رساند و از مصر، سوریه، لبنان، فلسطین و شرق اردن گرفته تا هندوستان، قفقاز و ایران، جای جای مناطق اسلامی را ره‌ سپرد و با علما و مردم به گفتگو، همنفسی، مراوده و تعامل مصلحانه و وحدت طلبانه پرداخت و هرگز در این راه از پای ننشست.

یکی از این سفرها و سخنرانی‌های ماندگار که شیخ سابق الازهر، شیخ محمّد مصطفی المراغی در2شعبان 1355ق. با برپایی جشن باشکوهی برای نکوداشت این عالم ربانی برپا داشت در آن مراسم صدها نفر از شخصیت‌های سیاسی و علمی حضور یافتند و از خدمات آیت‌الله زنجانی سپاس‌گزاری کردند. در این جلسه آیت‌الله زنجانی با زبانی فصیح در مورد حقانیت شیعه امامیه سخن گفت و سپس در مورد حوزه علمیه نجف اشرف و دانشگاه الازهر مطالبی را بر زبان راند که گویای حقیقت اندیشه ناب و بیان تابناک این مرد الهی بود:

«نجف اشرف قلب بیدار عالم اسلام ودانشش عالم گیر و چراغ تابناکش ادوار مختلف را فرا گرفته و قرون متمادی است که انوارعلوم و ایمان و پرهیزگاری و سجایای اخلاقی به مشرق و مغرب پخش می‌کند.

به همّت و کوشش علمای آن، روحانیت اسلام در اطراف و اکناف کره زمین انتشاریافته است و جهان اسلام به راه خیر و صلاح هدایت گردیده‌اند، آری، قرون متمادی براین امت گذاشت؛ درحالی که نورهدایت خود را از شموس عالم بشریت، یعنی عامای برجسته نجف اشرف اکتساب می‌کرده‌اند و اعمال خود را با قوانین علوم و معارف الهّیه و فرامین آنها منطبق می‌ساخته و در مشکلات و شداید به آنها پناه می‌بردند.»

*رنجور از اختلافات

یا آن سخنرانی سرشار از عشق، شور و شیدایی که در سال13شوال 1355ق. بعدازاقامه نمازجمعه در جمع بیش از 40 هزارنفر ازمسلمانان دمشق ایراد نمود و در آن به بیان مهم‌ترین دغدغه‌های ایمانی و معضلاتی که جامعه اسلامی را در بر گرفته است پرداخت و همگان را شگفت زده و منقلب نمود:

«آن چه سینه را مالامال اندوه می‌سازد و مرا سخت ناشکیبا کرده چیزی است که می‌بینم امر به معروف و نهی از منکر به جای گره گشایی، مایه ایجاد اختلاف بین مسلمین گردیده... شگفتا! گروه و مجتمعی که پیرامون پرچم اسلام جمع گردیده وسنگ آن را به سینه می‌زنند و افتخارشان پیروی ازاین دین پاک است... شمشیرها به دست گرفته، دندان‌ها به یکدیگر نشان می‌دهند وبه جدّیت درفنا و نابودی برادران اسلامی خویش می‌کوشند وچون بدان نرسند، نوک سرنیزه اتّهام فسق و فجور و تکفیر و ارتداد را به آنها متوّجه می‌سازند؛ شگفت‌تر آن که خانواده‌های اسلامی، بلایی به سر یکدیگر آرند، که دشمنان به یکدیگرنپسندند.

آن چه آشکارا درمیان شیعه وسنّی به چشم می‌خورد، جدایی و اختلاف است که فیما بین آنها وجود دارد و آن زاییده زمانی بس طولانی است. به این دعا که منصوب به امام سجّاد (ع)پیشوای شیعیان و مربوط به اواسط قرن اوّل هجری و روی سخن ودعا بیشتر متوجّه سران اهل تسنّن است، نه شیعه، به نیکوترین وجهی بنگرید، به مضامین عالیه آن ازپیکار با دشمنان و پیروزی بر آنان وتقویت روحیه سربازان دلیر اسلام و وسعت کشور و حفظ وحدود سرزمین‌های اسلامی. پیشوای ما چگونه از حضرت باری می‌خواهد که اجتماع مسلمین فشرده‌تر گردید و پیروزی‌های بزرگ نصیب عموم مسلمین اعم ازشیعه و سنّی گردد. آیا معنی اتّحاد اسلامی واعتلای شخصیت وعظمت مسلمین غیراین است؟ بدانید که دعوت ما برای اتّحاد و یگانگی مسلمین وازبین بردن نفاق و دودستگی و عداوت و اختلاف، امری تازه نیست که ما برای پیشرفت مقاصد شخصی واهداف خویش آن را به شما پیشنهاد می‌کنیم و آن را برای مسلمین اعم از شیعه وسنّی امری ضروری و فوری تشخیص داده ایم؛ بلکه این روشی است که شیعیان برای تشبید مبانی وارکان توحید وعظمت اسلام ازابتدای آن تاکنون به پیروی از امام و پیشوای خود حضرت سجّاد(ع) و... دنبال کرده اند.»

براستی و درستی باید گفت که زندگی سراسر شور و شعور این عالم ربانی، آینه تمام نمایی از خلق و خوی انبیا و اوصیای الهی است که در حد وسع وجودی و فرصت دوران حیات طیبه و زعامت دینی این مرد عالیقدر، امکان ظهور و بروز یافته است.

خیلی مهم است که اندیشه و دغدغه یک عالم دینی آن هم در آن سالهای دور چه بوده است و جد و جهد این روحانی جلیل القدر صرف چه اموری می‌شده است.

این که فکر و ذکر این مرد الهی به وحدت اسلامی، سفر به اقصی نقاط جهان اسلام و رفع آلام و رسیدگی به آمال مسلمین در عرصه های مختلف مادی و معنوی معطوف می‌شده، این که چنین مردی با آن همه تلاش علمی و جهاد عملی، لحظه ای از دردهای مردم فراغت نداشته و با تمام وجود در جهت تسکین دل و روان مسلمین از صمیم وجود سعی وافر می‌نموده و هرگز عافیت طلبی و مصلحت سنجی های حقیر و راحت‌طلبی و کنج عزلت و عافیت گزیدن را در عمر خویش انتخاب نکرده باعث می‌شود تا او را تالی تلو انبیاء و اوصیا بدانیم و کسی که با مرور زندگیش به یاد آن بزرگان و نیکان دوران‌ها می‌افتیم.

آیت الله عبدالکریم زنجانی که درهشتم ماه مبارک رمضان سال 1304ق. در یکی از روستاهای حومه شهرزنجان به دنیا آمد، سرانجام در تاریخ 17 جمادی الثانی سال 1388ق. برابربا 18شهریورماه 1347ش. درشهرمقدّس نجف اشرف دیده ازجهان فرو بست.

آثار و تألیفات این عالم ربانی که در حوزه های مختلف علمی از فلسفه، منطق، کلام و فقه گرفته تا حدیث، رجال، ادیان و مذاهب و... بیشتر به زبان عربی و خطی بوده و هنوز چاپ نشده اند.

آثاری همچون الدروس الفلسفیه، تطور الفلسفه، تعلیقات علی الکفایه، رساله فی معاد الجسمانی، حقایق الاصول و... .

از شاگردان برجسته ایشان می‌توان به آیت الله ابوالقاسم خویی اشاره کرد.و از جمله اساتیدشان نیز می‌توان از آخوند ملا قربان علی مجتهد زنجانی ، میرزا مجید حکمی، میرزا ابراهیم مسگرزنجانی  وسید حسن قنادّی یاد کرد.

درود خدا بر او که یاری محرومان و دفاع از مکتب امامیه، زهد، پارسایی و حضور یک‌پارچه اش در حرم حضرت امیر(ع) در نجف اشرف، هرم اندیشه­اش و زبانزد خاص و عام بود.

حضرت آیت الله سیستانی توهین به یاران و همسران پیامبر (ص) را به شدت محکوم کرد

به دنبال شعار دادن چند جوان علیه شخصیت های مورد احترام اهل سنت در منطقه الاعظمیه بغداد، نوری مالکی نخست وزیر عراق، با محکوم کردن توهین عده ای معلوم الحال به یاران پیامبر اسلام (ص)، دستور دستگیری فردی توهین کننده را صادر کرد.

به گزارش شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) به نقل از العالم، آیت الله العظمی سیستانی، مرجع عالیقدر شیعیان عراق، روز پنج شنبه با صدور بیانیه ای، توهین به یاران و همسران پیامبر (ص) را به شدت محکوم کرد.

مقتدی صدر از علمای عراق و رهبر جریان صدر نیز با محکوم کردن این اقدام، اعلام کرد: این امر، با هدف فتنه انگیزی در عراق، توسط عده ای مزدور انجام گرفته است.

نوری مالکی توهین به یاران پیامبر (ص) را به شدت محکوم کرد و اقدام اخیر را تلاش در راه فتنه انگیزی در عراق دانست.

دفتر نخست وزیری عراق با صدور بیانیه ای اعلام کرد: نوری مالکی نخست وزیر اقدام عده ای معلوم الحال در توهین به یاران پیامبر (ص) و توهین به شخصیت های بزرگ صدر اسلام را محکوم و تأکید می نماید که این اقدام، تلاشی مذبوحانه در راستای اجرای توطئه ای جنایتکارانه و فتنه انگیزی و توهین به مقدسات است.

در ادامه بیانیه مالکی آمده است: اخیرا در برخی سایت ها، ویدئوهایی از فردی به نام ثائر الدراجی منتشر شده است که در آن با بر زبان راندن کلمات توهین آمیز؛ به اصحاب پیامبر (ص) ناسزا می گوید.

بیانیه مذکور تأکید می نماید که دستور دستگیری این فرد برای محاکمه صادر شده است.

این اقدام توهین آمیز چند جوان به سرکردگی فردی به نام ثائر الدراجی با اعتراض شدید علما و مراجع شیعه در عراق مواجه گردید.

آیت الله مکارم شیرازی در درس خارج: جهاد نکاح رسوایی عظیم و برخلاف ضرورت مسلم اسلام است/ علمای اسلام


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی صبح امروز در آغاز درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، هفتم ذی الحجه سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) را تسلیت گفت.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه سخنان خود با اشاره به این که وهابیت تکفیری اقلیتی در جهان اسلام هستند، تصریح کرد: این اقلیت سه خطر را متوجه جهان کرده، خطر نخست متوجه مسلمانان است که هر روز عده ای بیگناه بدست این اقلیت قسی القلب و دور از منطق به خاک و خون کشیده می شوند؛ آنها به شیعه و سنی هیچکدام رحم نمی کنند.

 

اقدامات وهابیت تکفیری بهانه ای برای اسلام ستیزی دشمنان شده است

وی افزود: دومین خطر این جریان خطرناک برای جهان اسلام است که چهره اسلام را خدشه دار کرده و این دین را به عنوان دین خشونت و وحشی گری معرفی می کنند؛ در حالی که پیامبر اسلام، پیامبر رحمت و مهربانی بود و متاسفانه این اقدامات آنها سبب شده جاذبه اسلام تبدیل به دافعه شود و دشمنان نیز با همین بهانه به اسلام ستیزی دامن می زنند.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی خطر سوم جریان وهابیت تکفیری را متوجه جهان بشریت دانست و تصریح کرد: آنها با اقدامات خود همه جا را نا امن کرده اند.

 

این مرجع تقلید اظهار داشت: ما برای این که در قبال این جریان سکوت نکنیم بنا داریم کنگره «خطر وهابیت تکفیری برای اسلام، مسلمین و جهان بشریت، و راه های مقابله با آن» را مهرماه سال آینده با حضور علمای جهان اسلام در شهر مقدس قم برگزار کنیم.

 

وی ابراز داشت: در این راستا مشورت های لازم با بزرگان انجام شده و خوشبختانه با استقبال مواجه شده است و اخیرا نیز جلسه مقدماتی باشکوهی در مدرسه امام سجاد(ع) قم برگزار شد که جمعی از علمای شیعه و اهل سنت در آن حضور یافتند و این مساله نشان داد آمادگی برای شرکت در این کنگره بسیار زیاد است.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفت:‌ در پی برگزاری این مراسم، برخی از سایت ها و شبکه های وهابی به جنب و جوش افتاده و وانمود کرده اند که علمای قم تصمیم دارند اهل سنت را بکوبند.

 

وهابیت تکفیری سرمایه ای جز دروغ و مطالب بی اساس ندارد

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که اینها سرمایه ای جز دروغ و مطالب بی پایه و اساس ندارند، تصریح کرد: این کنگره و جلسات هیچ ارتباطی با کوبیدن اهل سنت ندارد، ما از اهل سنت برای حضور در این گونه جلسات و همایش ها دعوت می کنیم، ما دست دوستی به آنها دراز کرده و آنها نیز این گونه هستند و همواره ما با آنها رفاقت داشته و داریم.

 

ما با وهابیت تکفیری مشکل داریم

این مرجع تقلید اضافه کرد: ما حتی وهابیت را هم دو شاخه می کنیم، شاخه تکفیری و غیر تکفیری، ما با شاخه غیر تکفیری حاضریم بحث منطقی کنیم و با آنها دعوایی نداریم. شاخه تکفیری جریانی خطرناک هستند که همچون خفاش خود را در یک جا منفجر می کنند و عده ای بیگناه را به خاک و خون می کشند و غیر از خود دیگران حتی اهل سنت که با آنها موافق نباشند را کافر می دانند.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی ابراز داشت: جار و جنجال راه نیندازند، شیطنت نکنند، ما با صراحت اعلام می کنیم تنها با این گروه خطرناک(وهابیت تکفیری) مشکل داریم، با سایرین مشکلی نداریم؛ شما بدانید این جنجال های توام با جهل، کذب و دروغ تاثیری در ما ندارد.

 

وی از درنظر گرفتن پنجاه عنوان برای فراخوان مقالات کنگره بین المللی خطر وهابیت تکفیری خبر داد و گفت: جهان اسلام نباید در مقابل چنین پدیده ای سکوت اختیار کند، چراکه آبروی جهان اسلام در میان است؛ ما با کمک علمای اهل سنت به دنیا اعلام می کنیم دین اسلام از چنین اقدامات وحشیانه ای بدور است.

 

واکنش آیت الله مکارم به فتوای جهاد نکاح

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بخش دیگری از سخنان خود به فتاوای جهان نکاح از سوی برخی علمای وهابیت اشاره کرد و گفت: مساله جهاد نکاح رسوایی عظیمی بود و برخلاف ضرروت مسلم اسلام است و ما این سؤال را مطرح می کنیم که چرا باید علمای اسلام در قبال آن سکوت کنند.

 

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: ‌اینها اگر یکسال در قم بمانند و اسلام را فرا بگیرند دست از این گونه اقدامات برخواهند داشت، آنها خود را در یک محدوده زندانی کرده و از کتاب و سنت بی خبر هستند.

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پایان با تقدیر از دست اندرکاران برگزاری کنگره خطر جریان های تکفیری، تصریح کرد:‌ امیدواریم این کنگره تبدیل به یک کنگره ماندگار در تاریخ اسلام شود.

حجت الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی

استاد نظری منفرد

استاد شیخ حسین انصاریان

حجت الاسلام و المسلمین سید علی خمینی

رموز موفقیت مبلغان دینی از نگاه آیت الله وحید خراسانی


حضرت آیت الله وحید خراسانی با بیان این‌که اخلاص در هدایت شرط جذب مردم است، گفت: انسان باید از کسانی پیروی کند که از ابتدا تا انتهای خدمات خود هیچ اجر و پاداشی را طلب نمی‌کنند.
به گزارش خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید صبح امروز در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، به ادامه تفسیر سوره مبارکه یاسین پرداخت.
وی با اشاره به آیه «اتَّبِعُوا مَن لاَّ یَسْأَلُکُمْ أَجْرًا وَ هُم مُّهْتَدُونَ»، گفت: اخلاص در هدایت شرط جذب مردم است و کسانی که مردم را به دین دعوت می‌کنند نباید از آنها مزدی بخواهند.
این مرجع تقلید با بیان این‌که کسانی که مردم را هدایت می‌کنند باید خودشان هدایت شده باشند، ابراز کرد: از کسی باید تبعیت کرد که خود بدون هوس باشد.
این مفسر قرآن با اشاره به این‌که مطلوب انسان در انجام کارهای نیک باید رضای الهی باشد، اظهار کرد: هر کاری که کسی می کند برای اجر است و به دنبال مال، مقام و یا راحت نفس است.
حضرت آیت الله وحید خراسانی ادامه داد: کسی که مشکلی را از مردم برطرف می کند برای این است که مردم نیز در مقابل مشکلی را از او حل کنند و یا به مقام و منزلتی در میان مردم برسد.
وی با اشاره به آیات قرآن تأکید کرد: انسان باید از کسانی پیروی کند که از ابتدا تا انتهای خدمات خود هیچ اجر و پاداشی را طلب نمی‌کنند.
این مرجع تقلید با بیان این‌که حضرت علی(ع) این‌گونه بود و کارهای خود را برای رضای الهی و بدون چشم داشت انجام می‌داد، افزود: مطلق‌الاجر آرامش نفس است.
این مفسر قرآن با اشاره به این‌که در آیه فوق هم اثبات وجود دارد و هم نفی، ابراز کرد: اثبات آیه و هم مهتدون است یعنی از کسی تبعیت کن که در راهی که می‌روی خود به مقصد رسیده باشد.
حضرت آیت الله وحید خراسانی ادامه داد: جهت نفی آیه «لاَّ یَسْأَلُکُمْ أَجْرًا» است، یعنی کسانی که مردم را به دین هدایت می‌کنند نباید اجری طلب کنند.

آیت‌الله العظمی سبحانی    مجالس علمی به بحث های خیابانی و بازاری کشیده نشود

 مجالس علمی به بحث های خیابانی و بازاری کشیده نشودآیت‌الله العظمی سبحانی

  مجالس علمی به بحث های خیابانی و بازاری کشیده نشود 


  مجالس علمی علما را نباید به بحث‌های خیابانی‌ و بازاری کشید؛ چرا که باید از کسی که 80 سال عمر خود را در راه اسلام صرف کرده، حداکثر استفاده علمی را برد. 

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیت‌الله سبحانی، صبح امروز در پایان درس خارج اصول خود که در مسجد اعظم برگزار شد، با اشاره به روایتی از نبی مکرم اسلام(ص)، اظهار داشتند: پیامبر اسلام فرمودند "لاتجلسوا مع کل عالم الا عالماً دعوتم من خمس الي خمس" انسان باید نزد عالمی بنشیند که او  را از 5 مرحله به 5 مرحله دیگر هدایت کند.

ایشان با بیان اینکه عالم باید انسان را از شک به یقین هدایت کرده و هر نوع شک و شبهه‌ای را از دل او بزداید، ادامه دادند: با توجه به شبهاتی که امروز علیه جهان اسلام و تشیع مطرح می‌شود، باید علمای دین شبهات را از دل مردم بزدایند و شک‌ها را به یقین تبدیل کنند.

معظم‌له با اشاره به کتاب "کشف‌الاسرار" حضرت امام(ره)، گفتند: امام راحل زمانی این کتاب را نوشتند که کتابچه‌ "اسرار هزار ساله" در بین مردم گسترش یافته بود، ولی امام (ره)با نگارش "کشف‌الاسراسر" شک‌ها و شبهات ‌ مردم را برطرف کردند.

ایشان با بیان این که از مجالس بزرگان دین باید کمال استفاده را برد، تاکید کردند: مجالس علمی علما را نباید به بحث‌های خیابانی‌ و بازاری کشید؛ چرا که باید از کسی که 80 سال عمر خود را در راه اسلام صرف کرده است، حداکثر استفاده علمی را برد.

این مرجع تقلید با بیان این که ریا در مجالس علمی باید به اخلاص تبدیل شود، گفتند: عالم دینی هر کجا که قرار می‌گیرد، باید مجالس خود را آن چنان برپا کند که از هر نوع خودنمایی و ریا به دور باشد و مردم را از دنیا گرایی به دنیا ستیزی دعوت نماید.

پرسش هایی از موبدان و بزرگان زرتشتی

نوشته استاد صفدری طهرانی
     برای شناخت هر مرام و مکتبی باید به کتاب های اصلی و متون مقدس آن رجوع کرد. من هم تلاشم این بود که به دنبال شعار زیبایی که زرتشتیان می گویند: «پندار نیک؛ گفتار نیک؛ کردار نیک» باشم که با مطالعه کتب زرتشتیان رهیافتی به حقیقت بیابم؛ اما آنچه که حاصل شد، سوالاتی بود که نسبت به آیین زرتشتی برایم ایجاد نمود. اکنون این سوالات را به صورت یکجا مدون کرده ام تا شاید بزرگی از بزرگان زرتشتی و یا موبدی از موبدان آنان پاسخم را به روشنی دهد تا من هم از دریچه نگاه زرتشت بتوانم به روشنایی و نور بنگرم. البته به گمان خودم این سوالات و ابهامات و اشکالاتی که برایم به وجود آمد، نه آنکه مربوط به آیینی باشد که زرتشت پیام آور آن بود، بلکه به خاطر دست اندازی های دست اندرکاران زرتشتی در طول قرون متمادی بوده است. اکنون پس از نگارش این سوالات، منتظرم تا پاسخی منطقی و عقلانی و به دور از هرگونه تعصب مرا به حقیقت رهنمون سازد.

1 . زرتشت در کجا و کدام منطقه به دنیا آمده است؟

(ری ، سیستان ، خوارزم ، فلسطین ، بلخ و ... )


2 . میلاد زرتشت در چه سالی بوده است؟

(هفت هزار سال پیش ، 9600 سال پیش ، شش هزار سال پیش ، سه هزار و دویست سال پیش و ...)


3 . منطقه ای که زرتشت از آن مبعوث شده کجاست و در کجا فعالیت دینی داشته است؟

(شرق فلات ایران ، غرب فلات ایران ، هر دو و ...)

 

4 . دقیقا کدام بخش از کتاب های مقدس امروزین زرتشتی، همان کتابی است که زرتشت آورده است؟

(هنوز هیچ نظر واحدی درباره اینکه کدام قسمت از متون مقدس زرتشتی از آن زرتشت است پیدا نشده.)

 

5 . چگونه ممکن است کتاب مقدس زرتشت که توسط اسکندر نابود شد بیش از پنج قرن بدون کم و کاست و به دور از هرگونه تحریف در سینه ها محفوظ مانده باشد؟

(دلیلی مبتنی بر عقل و یا حداقل بنا بر یک منبع قوی زرتشتی که همه زرتشیتیان آن را قبول داشته باشند)

 

6 . خدایی که زرتشتی ها به آن باور دارند دقیقا چگونه است؟

(چرا که برخی محققین نام آور چه از شرق و چه از غرب زرتشت را دوگانه پرست می دانند و سخن خود را با مدارک معتبر همراه می سازند، در کنار این برخی موبدان معاصر سعی در این دارند که زرتشت را از آغار پیدایش مبتنی بر توحید معرفی کنند. حتی کسانی چون استاد پورداوود دوگانه پرستی زرتشتی را تهمت می داند، اما نتوانسته به روشنی پاسخ دهد که این سخن چگونه تهمت است. در کنار این دو قول، عده ای باور سومی دارند و آن اینکه زرتشت را طبیعت پرست می دانند.)

 

7 . آیا حقیقتا زرتشتیان امروز پیرو آیینی هستند که جناب زرتشت هزاران سال پیش آورده است؟

( زرتشتی پزوه برجسته و معاصر جناب ابراهیم پورداوود بیان داشته که «آیین زرتشتی دوره ساسانی از مبدأ خود بسیار دور گردید». سوال اینحاست که آیینی را که پس از چند قرن یا چند هزار سال از اصل خود بسیار دور شده، چگونه می توان به اصل آن دست یافت؟ لازمه ی سخن پورداود بی اعتباری دین زرتشتی است.)

[مزذیسنا و ادب پارسی / محمد معین / ج1 / ص 198]

 

8 . چگونه ادعا می شود کتاب گاتاها برای زرتشت است؟

( این ادعا در حالی است که هنوز هیچ مدرک و ماخذ یقینی و صددرصدی برای این سخن ارائه نشده است. مگر صرف قدیمی بودن یک کتاب دلیل بر نگارشش توسط جناب زرتشت است. با این حساب هر کتابی را می توانیم منسوب به وی کنیم. خواهشا جوابی که عقل و منطق آن را بپذیرد ارائه نمایید)

 

9 . چرا باید در آیین زرتشتی برای موبد شدن و رسیدن به مقام عالی زرتشتی حتما موبد زاده بود؟

(مگر نه این است که یکی از شرایط موبد شدن در دین زرتشت موبد زاده بودن است و اگر کسی در بالاترین مقامات علمی در دین زرتشتی قرار داشته باشد و تالیفات بسیاری در این زمینه پدید آورده باشد، تنها به خاطر آنکه موبد زاده نیست از این مقام محروم است؟ در کجای متون مقدس زرتشتی این مسئله ذکر شده است؟ مسئله این است با این وجود موبد نخستین چگونه موبد شده در حالی که خود اولین موبد بوده است؟)

 

10 . چرا زنان در آیین زرتشتی نمی توانند با خدای خود نیایش کنند؟

(چرا که در متون مهم زرتشتی چون «صد در نثر» آمده است که زن نیایش ندارد و به جای آن باید در شبانه روز در سه وقت نماز از شوهرش بخواهد هرکاری دارد بگوید تا انجام دهد و اگر چنین نکند او را جَه (فاحشه - بدکاره) خوانند.)

[باب 59 کتاب صد در نثر]

 

11 . چرا موبدان در مراسم های دینی خود، بر دهانشان پنام می بندند تا آتش آلوده نشود؟

(در حالی که عقل نمی پذیرد که آتش، آلوده به تنفس انسان شود بلکه بالعکس، آتش یکی از بهترین از بین برندگان میکروب و آلودگی است. با کدام منطق علمی این عمل سازگار است)

 

12 . چرا زرتشتیان در مراسم هایشان اجازه نزدیک شدن به آتش را به غیر زرتشتیان نمی دهند؟

(مگر موبدان برخلاف گفته اوستا، نجس پنداشتن سایر ادیان را انکار نمی کنند؛ پس چرا به بازدیدکنندگان غیرزرتشتی تنها اجازه تماشای آتش از پشت شیشه را می دهند؟!)

 

13 . چرا زرتشتیان برای اعلان زرتشتی بودن، به خودشان کمربند گشتی می بندند؟

(گفته می شود این کمربند متشکل از 72 نخ که نماد 72 سروده ی یسنا است می باشد در حالی که هیچ توجیه عقلی ندارد و از طرفی زرتشتیان 72 سروده ی یسنا را حجت نمی دانند! بلکه فقط 17 تا از این 72 را حجت می دانند.)

 

14 . چرا باید کسی که استخوان سفت یا خوراک داغ به سگ نگهبان گله یا نگهبان ده دهد را اعدام کرد؟

( این کردار با کدام منطق و عقل سالمی جور در می آید؟)

[وندیداد / ج 3 /  ص 1478 / فرگرد 15 /  شماره 3]

 

15 . مراسم شست شوی گناهکار با ادرار گاو بر اساس چه مبنایی است؟

( در کل منابع زرتشتی اهتمام ویژه ای به ادرار گاو دارد. موبد با آیین ها و تشریفاتی ویژه، طی یک دوره ی دراز که حد اقل نه شبانه روز است، باید مراسم تطهیر گناه کار را انجام دهد که بخش اصلی آن شست و شوی گناهکار با ادرار گاو است. مرده کش ها پس از حمل جنازه باید با ادرار گاو غسل مس میت انجام دهند و اگر پیدا نشد، با ادار زنان و مردانی که ازدواج با محارم انجام داده اند و در تشییع جنازه شرکت کرده اند، غسل می کنند.)

[دانشنامه ایران باستان / ج 4 / ص 1913 ـ 1914]

 

16 . بر اساس چه منطقی گفته می شود که اگر کسی خارپشتی را کشت باید دو هزار ضربه شلاق بخورد؟

(در کتاب وندیداد آمده که اگر کسی خارپشتی را کشت 1000 تازیانه اسب رانی و 1000 تازیانه چرمین باید بخورد. آیا مجازاتی چنین رواست؟!)

[وندیداد / ج 3 / ص 1330 / ف 13 / ش 4]

 

17 . بر اساس کدام معیار اگر کسی پارچه ای بر روی مرده ای بکشد باید حداقل 800 تازیانه بخورد؟

( بر اساس گفته کتاب وندیداد اگر کسی پارچه ای حتی به اندازه یک وجب بر روی مرده ای بکشد باید 400 تازیانه اسب رانی و 400 تازیانه چرمین بخورد)

[وندیداد / ج 2 / ص 872 / ف 8 / ش 23]

 

18 . با کدام معیار صحیح منطبق است که اگر کسی از دین زرتشتی مرتد شد باید زنده زنده پوستش کنده شود؟

( با وجود اینکه بزرگان امروزی زرتشت سعی دارند وانمود کنند که ارتداد در آیین زرتشت جایگاهی ندارد ، اما بر اساس کتاب وندیداد احکام مرتدان در آیین زرتشتیان بسیار سحت تر از سایر آیین هاست و تا جایی پیش رفته که دیگر از مجازات خارج شده و وحشیگری تلقی می شود. در دانشنامه ایران باستان آمده است: «به موجب وندیداد، کیفر بدعت گزاران و از دین برگشتگان (مرتدان) مجازاتی هولناک داشت که مجرم را زنده زنده پوست می کندند؛ چنانکه مانی را کردند و بدنش را بند بند و تکه تکه به وسیله ی متخصصان، که در سازمان و اداره ی جرایم مغان و مزدیسنان به خدمت بودند،  از هم جدا می کردند.»

[دانشنامه ایران باستان / ج 2 / ص 1243]

 

19 . چرا باید زن کودک مرده، ادرار گاو را با خاکستر مخلوط کرده و بخورد؟

(در «وَنْداد» می‌خوانیم: «این زن باید یک مقدار خاکستر آمیخته به شاش گاو به اندازة سه لقمه، شش لقمه، یا نُه لقمه میل کند»! (ونداد، ترجمة دکتر موسی جوان، صفحة 128)

 

20 . چرا زنی که حیض شده، پس از آن باید در گودال های پر از ادرار گاو غسل داده شود؟

(در فصل شانزدهم از کتاب «ونداد» چنین آمده است که: «اگر زن زرتشتی حائض شود باید در اتاق جداگانه‌ای دور از شوهرش به سر بَرَد و شوهر به هنگام غذا آوردن برای او، سه گام از وی فاصله بگیرد و پس از پاک شدن آن زن از حیض، باید سه سوراخ در زمین حفر کنند و زن را در سوراخ اوّل و دوّم با ادرار گاو و در سوراخ سوّم با آب غُسل دهند»! در ونداد نوشته است: «این زن پس از نّه شد [اگر] باز هم در خون باشد، چنین معلوم خواهد شد که دیوها در جشن و بزرگداشت خودشان، آفت خود را به این زن نازل نموده‌اند»!)

[فصل شانزدهم از کتاب وندیداد]

21 . چرا اگر کسی پیمان شکنی کرد باید نزدیکانش مجازات شوند؟

(در قسمت ششم از بند هشتم کتاب «ونداد» آمده است: «ای آفرینندة جهانِ جسمانی و ای مقدّس، بگو بدانم کسی که از عهد و پیمانِ شفاهی تخلّف نماید چه اشخاصی را گرفتار گناه خود می‌سازد؟ اهورامزدا پاسخ داد و گفت: در این صورت اقربای نزدیک متخلّف، در مدّت سیصد سال گرفتار گناه وی خواهند بود»)

 

22 . آیا ازدواج استقراضی توجیهی می تواند داشته باشد؟

(آنچه که درباره این نوع ازدواج در میان زرتشتیان گفته می شود چنین است: مرد بدون اجازه ی زن خود، می توانست او را به ازدواج مردی دیگر در مدتی معین در آورد. فرزندانی که به وجود می آمدند به شوهر اول تعلق داشت (هرچند از نطقه ی مرد دوم بود) و به عنوان نیروی کار و برده به این فرزندان نگاه می کردند و شوهر اول گاه آنها را می فروخت. جناب هاشم رضی در جلد نخست کتاب شرح وندیداد (ص 508 به بعد) مفصل این کردار زرتشتیان را توضیح داده است)

 

23 . چرا در برخی موارد گناه یک مرد زرتشتی تنها با همخوابگی دختر یا خواهرش با موبدان بخشیده می شود؟

[دانشنامه ایران باستان / هاشم رضی / ج 4 / ص 2447 و 2448  //  ترجمه و شرح وندیداد / هاشم رضی / ج 3 / ص 1434 و 1463]

 

24 . چرا در صورت کشتن سگی آبی باید خواهر یا دختر را به خزانه موبدان تقدیم کنی؟

[دانشنامه ایران باستان / هاشم رضی / ج 4 / ص 2447 و 2448  //  ترجمه و شرح وندیداد / هاشم رضی / ج 3 / ص 1434 و 1463]



25 . آیا مراسم دخمه گذاری در آیین زرتشت با اصول انسانی و عاطفی منافات ندارد؟
(دخمه محلی است که زرتشتیان از دیر باز اموات خود را طبق اصول، فرهنگ و آداب و سنن مذهبی خود و طی انجام مراسم ویژه در آن می‌ نهادند تا طعمه کرکس‌های کوه‌های اطراف شوند. وسط فضای میان تهی دخمه چاهی وجود دارد که به "استودان" معروف است و استخوان‌های به جای مانده از اجساد را داخل آن می‌ ریختند. آنقدر این مراسم رنج آور است که برخی از زرتشتیان و موبدان امروزی سعی در کتمان آن دارند«اینجا»)


26 . چرا اگر کسی از دخمه گذاری آگاه نبود و یا بدان عمل نکرد باید دست و پایش را ببندند و پوستش را بکنند و سرش را ببرند و جلوی کرکس ها بیاندازندش؟
(آیا این قانون، قانونی بی رحمانه و غیرعقلانی نیست! نکته عجیب اینجاست که اهورامزدا به زرتشت گفته که آدمی با چنین مجازاتی توبه کرده است. در واقع نوعی توبه اجباری!)
[اوستا / پژوهش استاد پورداود / گزارش دکتر دوستخواه / نسخه انجمن زرتشتیان آلمان / ج 2 / ص 779 - 780 ]


27 . چرا برای آمرزش از گناهان باید ده هزار گربه و ده هزار قورباغه را کشت؟
(در اوستا ، وندیداد ، فرگرد 14 بند 1 تا 13  آمده است که اگر کسی مرتکب گناهی شد برای نجات از آلودگی این گناه ( و رسیدن به پاکی و رستگاری ) باید کارهایی را انجام دهد از جمله کشتن ده هزار گربه و ده هزار قورباغه)
[اوستا / گزارش دکتر دوستخواه / نسخه انجمن زرتشتیان آلمان / ج 2 / صفحه 818]



28 . چرا برای پاک شدن معبری که مرده ای را از آن عبور داده اند باید از سگ زرد چهار چشم یا سگ سفید زرد گوش استفاده کرد؟
(اهورامزدا به زرتشت گفت : تنها راه پاک شدن راه این است که یک سگ زرد چهارچشم یا یک سگ سفید زرد گوش را سه بار در طول مسیر عبور دهند تا این راه پاک شود !و اگر سگ به این کار راضی نبود باید 9 مرتبه او را در طول مسیر ( به زور ) عبور دهند تا مسیر رفت و آمد پاک شود.)
[اوستا / وندیداد / گزارش دکتر دوستخواه / نسخه انجمن زرتشتیان آلمان / ج 2 / ص 748 - 749 ]


29 . چرا باید پس از اتمام مراسم دخمه گذاری، کسانی که در مراسم حضور یافته اند باید دست های خود را با ادرار گاو یا گوسفند و یا حتی ادرار یکی از خویشان و نزدیکانشان بشویند؟
(این سخن در کتاب وندیداد آمده که اهورامزدا، زرتشت را چنین دستوری آموخت)
[اوستا / وندیداد / گزارش دکتر دوستخواه / نسخه انجمن زرتشتیان آلمان / ج 2 / ص 747- 748 ]

30 . علت ازدواج با محارم (خواهر / دختر) در آیین زرتشت چیست؟
( با وجود اینکه امروزه بسیاری از زرتشتیان و موبدان سعی دارند که این مطلب مسلّم تاریخی را انکار کنند اما در متون مهم دیده می شود که این نوع از ازدواج در میان زرتشتیان رواج داشته است. هم در کتاب «دانشنامه ایران باستان» و هم در کتاب «تاریخ تمدن ایران ساسانی» این مطلب به روشنی توضیح داده شده است. در کنار این فردوسی در شاهنامه نیز ماجرای ازدواج بهمن با دخترش همای چهرزاد را روایت می کند. بیان نمایید که این نوع ازدواج چرا صورت می گرفته است؟)

      :: ادمه دارد...

روزی که ماموستای کرمانشاهی از آیت‌الله بروجردی هدیه گرفت

آیت الله بروجردی(ره) آیت الله بروجردی(ره)

رئیس شورای افتاء اهل سنت کرمانشاه در مراسم آغاز به کار دبیرخانه کنگره خطر جریان‌ تکفیری، خاطره‌ای از هدیه گرفتن خود از آیت‌الله بروجردی نقل کرد.

به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، ماموستا ملا میر عماد مدنی فر رئیس شورای افتاء اهل سنت کرمانشاه امروز در مراسم آغاز به کار دبیرخانه کنگره بین‌المللی خطر جریان‌های تکفیری برای اسلام، مسلمین و بشریت و راه‌های برون‌رفت از آن طی سخنانی اظهار کرد: این دومین بار است که با لباس کردی به قم سفر می‌کنم؛ دفعه اول به خاطر دارم که کلاس ششم ابتدایی بودم و به همراه پدرم برای زیارت بارگاه حضرت معصومه(س) به قم آمده بودم.

او افزود: در آن سال به مسافرخانه‌ای رفتیم و در آنجا صاحب مسافرخانه عقیده داشت که ما نجس هستیم؛ پس از آن به همراه پدرم به مجلس آیت‌الله بروجردی رفتیم و او مرا که با لباس کردی بودم به سمت خود خواند.

رئیس شورای افتاء اهل سنت کرمانشاه با بیان اینکه مرحوم آیت‌الله بروجردی در آن زمان پنج تومان به من هدیه داد گفت: پس از آن ایشان از پدرم پرسید برای چه به قم آمده‌اید و بعد هم پدرم جریان صاحب مسافرخانه را برایشان تعریف کرد که این امر موجب ناراحتی شدید آیت‌الله بروجردی شد.

او ادامه داد: این مرجع تقلید شیعه پس از آن دستوراتی به منظور رفع چنین عقیده و مشکلی صادر و از ما دلجویی کرد؛ این خاطره چنان در ذهن من نقش بسته که هیچ‌گاه آن را فراموش نمی‌کنم تا اینکه امروز هم به قم آمدم و با لباس کردی و در هیبت یک ماموستای سنی مذهب به خدمت دو مرجع تقلید دیگر شیعه یعنی آیات عظام مکارم شیرازی و سبحانی رسیدم.

مدنی فر خاطرنشان کرد: رفتار آن روز آیت‌الله بروجردی سبب شد من هم به دروس حوزوی علاقه‌مند شوم و به خاطر دارم روزی که می‌خواستم صمدیه را شروع کنم خبر رحلت این مرجع تقلید را هم شنیدم که بسیار موجب تاثر من شد.

آیت‌الله العظمی وحید‌خراسانی : امور کشور باید براساس عقل و اعتدال انجام شود

  امور کشور باید براساس عقل و اعتدال انجام شودآیت‌الله العظمی وحید‌خراسانی

  امور کشور باید براساس عقل و اعتدال انجام شود 


  حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با بیان این که رییس جمهور تعادل را در کارها رعایت کرده است گفتند: همه کارهای کشور باید بر اساس عقل، منطق و اعتدال انجام شود و اگر این موضوع در مملکت حل شود، همه مشکلات حل خواهد شد. 

 

به گزارش‌ خبرگزاری حوزه، این مرجع تقلید، صبح امروز در دیدار دکتر جعفر توفیقی، سرپرست وزارت علوم با تاکید بر این‌که همه کارها در کشور باید بر اساس عقل و منطق انجام شود، گفتند: اگر این موضوع در مملکت حل شود، همه مسایل و مشکلات نیز حل خواهد شد.

حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با بیان این‌که کارها و مسئولیت‌های کشور باید به عهده افرادی گذاشته شود که دو مقوله علم و امانت را با هم داشته باشند، خاطرنشان کردند: اگر مسئولین کشور این دو مقوله را با هم داشته باشند، بسیاری از دردها و مشکلات فعلی حل خواهد شد.

معظم له افزودند: آن چه که در مملکت باید حاکم باشد این است که معیار هر چیزی، علم و ایمان در کنار هم باشد؛ چرا که اگر یکی از این دو وجود نداشته باشد، هر دوی آنها به تنهایی، فسادآور خواهند بود.

حضرت آیت‌الله وحید خراسانی خطاب به سرپرست وزارت علوم یادآور شدند: در دانشگاه‌ها، دو مقوله علم و ایمان را با هم تقویت کنید؛ چرا که امر مهم، انضمام این دو مقوله و مسئله فسادآور، انفکاک این دو مقوله خواهد بود؛ از این رو باید تلاش کنید در دانشگاه‌ها، علم و ایمان را در کنار هم و با هم داشته باشیم.

معظم‌له تاکید کردند: باید در دانشگا‌ه‌ها دو علم خداشناسی و امام زمان‌شناسی به دانشجویان آموخته شود؛ چرا که کلید همه ابواب این دو مقوله خواهد بود.

این مرجع تقلید در پایان با اشاره به شخصیت حجت‌الاسلام‌ و المسلمین روحانی، رییس جمهوری اسلامی ایران، گفتند: ایشان آدم خوبی است و تعادل را در کارها رعایت کرده است.

 حضرت آیت‌الله وحید خراسانی تاکید کردند: وظیفه شما مسئولان، خدمت به مردم و وظیفه ما، دعا کردن برای موفقیت شماست.

آیت الله وحید خراسانی و مراسم عشاء ربانی

           در  کتاب  "حریصا" می خوانیم:


     شنبه شده بود و فردا با کارل قرار داشتم؛ اما هنوز موفق نشده بودم «سفر پیدایش»[1] را مطالعه کنم. سه شنبه که از حریصا برمی گشتم با خودم قرار گذاشتم که در این چند روز فرصتی که تا یکشنبه دارم سفر پیدایش را مطالعه کنم. آخر از مطالعه‌ی چند سال پیش نکاتی قابل بحث و تامل به یاد داشتم که باید مرور می‌شد. صبح به یادداشت‌هایم - یا به تعبیر ما طلبه‌ها تقریرات - از درس آیت الله وحید خراسانی[2] نگاهی انداختم. چند سالی است ایشان چهارشنبه‌ها به جای «خارج اصول فقه» که هر روز درس می‌دهند، تفسیر قرآن می‌گویند. سال گذشته که آن کشیش هتاک آمریکایی قرآن را به آتش کشید، ایشان در بحث تفسیرشان به نقد انجیل و چالش‌های مسیحیت پرداختند. آنقدر بحث مفید و باارزشی بود که ثانیه شماری می‌کردم چهارشنبه بیاید و در درس ایشان حاضر شوم. ایشان سوالات و اشکالاتی را مطرح نمودند و از پاپ و کلیسا جواب خواستند؛ اما آنقدر بحثشان قوی و مستدل بود که هیچ کس لب از لب باز نکرد!

     مطالعه آن یادداشت ها، روزهای شیرین سال پیش را به یادم آورد. چهارشنبه‌ای بارانی بود که حضرت آیة الله، بالای منبر مسجد اعظم رفت[3]. سخن را با آیاتی از سوره یس آغاز کرد. آنجا که میفرماید: وَالْقُرْآنِ الْحَکیمِ، إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ، عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ. بحث بسیار شیرینی بود و با استدلالات قوی و متقن استاد، حلاوتش محسوس تر هم می‌شد. گزیده‌ای از جملات آن روز درس چنین بود:

     انجیل یوحنّا از بقیه اناجیل عندهم اقواست و وجه‌اش این است که یوحنّا علاوه بر گرفتن کلمات مسیح از خود او به عقیده آنها، صاحب مکاشفات یوحنّاست. لذا ما در وجه اول به این انجیل، راه معرفت به ضد را طی کردیم. البته این نکته مخفی نماند انجیلی که بر عیسی نازل شده، مورد تصدیق قرآن است و آن نزد امام زمانعحمی‌باشد. بحث بر سر این انجیل که مبنای تمام تشکیلات دو فرقه مسیحیت از کاتولیک و پروتستان است می‌باشد. در این انجیل که میزان قطعی اعتقاداتشان است آمده که عیسی کلمه بود. کلمه نزد خدا بود. کلمه‌ی خود خدا بود. در قرآن تعبیر کلمه هست. بِکَلِمَةٍ مِنْه‏ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَم[4]. آن کلمه با این کلمه فرق دارد. در نفس کلمه تحریفی نیست. تحریف در ملحقات کلمه است. کلمه‌ی خود خدا بود، نتیجه این می‌شود که عیسی مشتق از خداست. قطعه‌ای از الوهیت است. در بحث مذهبی باید به قدری قوی بود که تمام ارکان مذاهب اربعه از جواب عاجز باشند. در بحث دینی هم اینچنین است. لذا باید با کمال دقت آیات را دید و بر اساس حکمت بحث کرد، نه تعصب. چون اساس این دین بر حکمت است و بر حق؛ و انحراف از حق در هر بابی مردود و باطل است.

     چون به تازگی و یکدفعه هوا سرد شده بود، حال مزاجی استاد خوب نبود و سرفه می‌کردند و سخن گفتن برایشان سخت بود. برای همین فرمودند: البته ما هر وقت نتوانستیم پایین می‌آییم، تعارف نداریم.

     انجیلی قدیمی به دست گرفته بودند و از روی آن سطوری را خواندند برای شاهد مثال. ماجرای این بود که نانی بر موسی نازل شده بود و در قرآن هم در ماجرای «المن و السلوی»[5] بدان اشاره شده است اما با تفاوت‌هایی نسبت به کتاب مقدس. مسیحی‌ها به عیسی گفتند معجزه موسی نانی بود، معجزه تو چیست؟! عیسی در جواب آنها گفت: اگر بر موسی نانی نازل شد، من خودم نان حیات هستم. هرکه پیش من آید، هرگز گرسنه نمی‌شود و هر که ایمان آورد هرگز تشنه نمی‌گردد. اینجا بود که استاد فرمودند:

     این مراسم عشاء ربانی چیست! غذایی که خون خدا را در رگهای آنان جاری می‌کند و مسیح در روحشان می‌رود. این معنایش این می‌شود که وقتی کشیش‌ها در کلیسا روابط نامشروع دارند، یعنی مسیح لواط را مرتکب شده. چون آنان جزئی از مسیح شده‌اند و او در خون و روحشان جاری گشته است. این چه دین و آیینی است؟! همچنان که مذهب شیعه بین مذاهب مظلوم است، این دین هم بین ادیان مظلوم است. ختام مطلب این است: إِنَّ مَثَلَ عیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُون(آل عمران-59) إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَم(نساء-171) مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَة (مائده-75) وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْک(اسراء-111)[6]. این هدایت است یا مسیحیت؟! این حکمت است یا آن! این دین است یا آن!

     تا ظهر مرور یاددشت‌ها تمام شد.


[1]. نخستین بخش از کتاب مقدس و اولین کتاب از «اسفار پنجگانه» یا تورات.

[2]. آیت الله وحید خراسانی از مراجع بزرگ تقلید شیعه در قم.

[3]. دوازدهم آبان 1389.

[4]. سوره آل عمران –  آیه  45.

[5]. سوره اعراف  -  آیه 160.

[6]. مَثَل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. (بنابر این، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.)‏ (آل عمران-59) مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا، و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مریم القا نمود(نساء-171)  مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند، مادرش، زن بسیار راستگویی بود (مائده-75) و بگو: «ستایش برای خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده، و نه شریکی در حکومت دارد‏ (اسراء-111).

قتل «رافق تقی» و فتوای پنج سالة آیت الله العظمی فاضل لنکرانی به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی

قتل «رافق تقی» و فتوای پنج سالة آیت الله العظمی فاضل لنکرانی به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی

روز پنجشنبه گذشته، روزنامه جمهوری اسلامی در خبری در ستون جهت اطلاع اعلام کرد:



«سلمان رشدی جمهوری آذربایجان به قتل رسید. «رافق تقی» که به دلیل اهانت به پیامبر اکرم در جمهوری آذربایجان به سلمان رشدی معروف بود، دیروز توسط یک فرد ناشناس به قتل رسید.



وی به دلیل اهانت‌های بی‌سابقه به حضرت رسول اکرم، مورد نفرت مردم جمهوری آذربایجان بود. به همین دلیل، مردم آذربایجان از آیت الله العظمی فاضل لنکرانی دربارة وی استفتاء کردند و ایشان در همان زمان این شخص را محکوم به اعدام دانستند. دیروز، رافق تقی در حالی که از اتوبوس پیاده می‌شد، توسط یک مرد ناشناس به قتل رسید».



در پی انتشار این خبر، رسانه‌ها نوشتند «رافق تقی» که هفته گذشته در پی اصابت هفت ضربه چاقو، به بیمارستان منتقل شده بود، بعدازظهر چهارشنبه دوم آذر در بیمارستان جان خود را از دست داد.



نویسنده مقاله روزنامه صنعت، «رافق ناظر اوغلو تقی‌زاده» مشهور به «رافق تقی لی» عضو سابق اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان است که پیش از این طی مقاله‌ای توهین‌آمیز به نام «عاشورا» مسجد تازه پیر باکو را بهترین مکان برای لذت‌جویی جنسی دانسته و با توصیفات پورنوگرافیک، عاشورا و مراسم عزاداری مردم آذربایجان را در سطح یک التذاذ پایین ‌آورده بود. وی در سال 1383 از اتحادیه نویسندگان آذربایجان اخراج شد.



او همچنین در سال 1385 با انتشار مقاله‌ای مشابه با نام «اروپا و ما» جنجال فراوانی در میان جامعه مسلمانان ایجاد کرد. در پی اوج گرفتن اعتراضات مسلمانان آذربایجان، دولت آذربایجان «رافق تقی» را دستگیر و به سه سال زندان محکوم کرد. وی بعد از دو سال، با عفو ریاست جمهوری آزاد شد.


«رافق تقی» در بیمارستان، نیورهای مذهبی و جمهوری اسلامی ایران را به حمله به خود متهم کرده بود. سفارت ایران روز سه شنبه با صدور اعلامیه‌ای برای مطبوعات آذربایجان، با رد دست داشتن ایران در حمله به جان این نویسنده آذربایجانی عنوان کرد انتشار این اخبار توسط مطبوعات آذربایجان، طرح رژیم صهیونیستی و آمریکا، برای ضربه زدن به روابط ایران وآذربایجان است که محکوم به شکست است. هنوز مقامات آذربایجان دررابطه با این واقعه واکنش رسمی نشان نداده‌اند.


به گزارش پارسینه، درست پنج سال پیش یعنی چهار آذر 1385 و پس از انتشار مقالة «اروپا و ما» در روزنامة صنعت، متن یک استفتاء از آیت الله فاضل لنکرانی در رسانه‌ها منتشر شد. در این استفتاء آمده است:



بسمه تعالی



حضور محترم مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی دام عزه


با سلام



اخیراً یکی از روزنامه‌های جمهوری آذربایجان به نام صنعت، مقالة «رافق تقی» روزنامه‌نگار مرتد آذری را در صفحات خود درج نموده است که مورد خشم و غضب مسلمانان منطقه قرار گرفته است. (همین مقاله همراه با ترجمه خدمتتان تقدیم می‌گردد)



نویسندة مقاله با تحلیلی می‌کوشد اروپا و دین آن را که مسیحیت است، از هر لحاظ برتر و خاورمیانه و دین آن را که اسلام است، از هر جهت پست و بی‌ارزش نشان بدهد. او در قسمتی از مقاله ساحت مقدس حضرت رسول اکرم(ص) را با کلمات ناپسندیده و نالایق توهین کرده و تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و در پایان مقاله اعلام کرده است که همة این مطالب را آگاهانه و از روی عمد نوشته است و باز هم خواهد نوشت.



ضمناً همین روزنامه بارها مقدسات اسلام را مورد هجوم و تحقیر قرار داده، حتی در چند شمارة خود کتاب منفور «آیات شیطاني» سلمان رشدی را منتشر کرده است.



سؤال

: وظیفة مسلمانان در قبال این امر غیرقابل تحمل چیست؟


مقلدین حضرتعالی از آذربایجان



بسمه تعالی

چنین شخصی چنانچه مسلمان‌زاده باشد، با اعترافات مذکور مرتد است و چنانچه کافر بوده، از مصادیق ساب النبی است و در هر صورت برفرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر کسی که دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقائدی را با علم و توجه منتشر می‌کند همین حکم را دارد. خداوند اسلام و مسلمین را از شر دشمنان حفظ فرماید. یریدون لیطفوا نورالله بافواهم والله متم نوره ولوکره الکافرون.



محمد فاضل لنکرانی

۴ / ۹ / ۸۵

روزنامه جمهوری اسلامی شنبه 5 آذر 1390- 29 ذی الحجه 1432-شماره 9325  سال سی و سوم